اللهم صلی علی محمد وآل محمد

 

متشکریم

از حضور سبزتان سپاسگزاریم 

زمان فعل هاوکاربردآنها

زمانفعلهاوکاربردآنها:


انواعفعلماضی:
۱- ماضیساده: بنماضی + شناسه
:نوشت::بیان کاریدرگذشته

۲- ماضیاستمراری: می+ ماضیساده:مینوشت
:بیانکاریکهدرگذشتهبطورپیوستهادامهداشته

۳-ماضیبعید : صفتمفعولی + بود + شناسه:وشتهبود
:بیانکاریکهدرگذشتهپیشازکاردیگراتفاقافتاده

۴- ماضیالتزامی : ...                                         در ادامه مطلب 

ادامه نوشته

آقا سلام ماه محرم شروع شد

محرم

تضاد

تضاد

(طباق،متضاد،مطابقه،تطبيق،تكافو)

درفارسىآنراآخشيجنامندودراصطلاحآناستكهدرنظميانثركلماتضدهمبهگونهاىهنرىبهكاررودازقبيلخوبوبد،زشتوزيبا،سياهوسفيد....
ارايهتضادرادربيشتركتببلاغىبانامطباقذكركردهاند.

ستمكارهخوانيمشاردادگر
هنرمنددانيمشاربىهنر
فردوسى

يكىدردويكىدرمانپسنده
يكىوصلويكىهجرانپسنده
باباطاهر

كهيكىهستوهيچنيستجزاو
وحدهلاالهالاهو

تبریک سال تحصیلی

سال تحصیلی تبریک آغاز

سوال امتحاني

سوال امتحاني ادبيات 

 
 
 
 
 
                          
 
                     

 

ادامه نوشته

ایهام

ایهام

ایهام 

ایهام آوردن واژه‌ای است با حداقل دو معنی که یکی نزدیک به ذهن و دیگری دور از ذهن باشد. مقصود شاعر گاه معنی دور و گاه هر دو معنی است. در ایهام، واژه یا عبارت به گونه‌ای است که ذهن بر سر دوراهی قرار می‌گیرد و نمی‌تواند در یک لحظه یکی از دو معنی را انتخاب کند.

مثال :

در این شعر سعدی:
        یکی را حکایت کنند از ملوک
                                         که بیماری رشته کردش چو دوک
                                                                            
در بیت بالا رشته به معنای نخ، با دوک نخ­ریسی ارتباط دارد اما در اینجا مراد از رشته، نخ نیست بلکه نام بیماری(پیوک) است که با این معنی ارتباطی ندارد. اما ذهن در ابتدا به گمان می­افتد که تناسب و ارتباطی است

 

ادامه نوشته

pdf   گروه های اسمی

 

 pdf گروه های اسمی  

 

                                     
                                               

دانلود pdf

 

وابسته های پسین

 وابسته های پسین

1) «ی » نشانه ی نکره:     کتابی خریدم

2) نشانه های جمع:   دوستان  ،  کتابها

3)صفت شمارشی ترتیبی(همراه با پسوند -م):  کتاب چهارم   

4)صفت تفضیلی: دوست بهتر    

5)مضاف الیه : کتاب درس  ،  دفتر ریاضی

6)صفت بیانی:  کتاب سودمند ، دفتر بزرگ

 صفت بیانی دارای انواعی است که به اختصار به آنها اشاره می کنیم:

                          - بن مضارع + نده : خورنده ، بیننده، ....

  الف: فاعلی         - بن مضارع + « ا » : بینا، شنوا، دانا،....

                          - بن مضارع +«ان»: خندان، دوان، ....

ب: مفعولی           بن ماضی+ه : خورده ، شکسته ، ...

 ج:  لیاقت    مصدر + ی: خوردنی ، دیدنی ،....

 د:  نسبی   اسم + ی«نسبت»:زمینی، آسمانی، خاکی ، قائم شهری ،بروجردی ،

قواعد هم نشینی وابسته های پسین :

1.     نشانه ی جمع نزدیک ترین وابسته ی پسین به هسته است.مثال :کلاس های پنجم دبستان تعطیل شدند.

2.     نشانه ی جمع بر یای نکره تقدم دارد.کتاب هایی که تازه چاپ شده اند ...

3.     وقتی نشانه جمع و یای نکره و صفت بیانی با هم بیایند مضاف الیه نمی تواند بیاید .می گوییم :دانشجویانی کوشا آمدند . اما نمی گوییم : دانشجویانی کوشا دانشگاه تهران آمدند .

4.     اگر یای نکره و صفت بیانی با هم بیایند ،یای نکره را می توان پیش یا پس از صفت بیانی آورد . مثال : خوابی ترسناک دیدم . یا : خواب ترسناکی دیدم

5.     یای نکره بعد از صفت شمارشی با ـُ م می آید . مثال:قرن هفتمی که در باره آن سخن می گوییم .

6.     هم نشینی صفت بیانی و صفت شمارشی با ـ ُ م امروز کم کاربرد است .مثال : در چوبی سوم

کلمات ساده و غیر ساده

كلمه ي ساده و غير ساده

اسم کلمه ای است که کسی یا حیوانی یا چیزی را با آن می نامند . مانند : علی ، کبوتر ، درخت .

1.     اسم ساده : اسمی است که تنها از یک جزء (تکواژ) ساخته شده باشد و به دو جزء یا بیشتر تقسیم نشود. مانند: آب، قلم، کوه، دریا...

                                                                              متن کامل در ادامه مطلب 

دانلود pdf     

 

ادامه نوشته

سعدی

سعدی:

سعدی

 

شناسه :

١- شيخ مشرف الدين مصلح بن عبدالله (سعديشيرازي )

٢- استادسخن ويکّه تازعرصه ي نثرمسجّع وشعرعاشقانه

               

 آثار :


١- بوستان یاسعدينامه
٢- گلستان::به نثرو  نظم 
٣- مجالس پنجگانه
4- دیوان اشعار

بوستان درسال ٦٥٥،بروزن شاهنامه ودر١٠باب ودرقالب مثنوی سروده وتنظيم شده است .
بوستان ترسيم کننده ي مدينه ي فاضله (آرمان شهرسعدي )سعدي است .
بيش ا زچهارصدجمله وبيت ازگلستان درشمارامثال وحکم درآمده است .
ديباچه ي گلستان،ازبهترين نمونه هاي تمحيدّيه درادب فارسي است .

تبریک هفده ربیع الول

تبریک

 

خورشید محمد است و صادق ماه است 
با مقدم خورشید، قمر همراه است 
یعنی که ولادت امام صادق (ع) 
در روز ولادت رسول الله (ص) است

  

انواع صفت ها

صفت واژه یا گروهی از واژه‌ها است که قبل یا بعد از اسم مى آید، و آن‌را با ویژگى یا مفهومى همراه مى‌کند و درباره آن توضیح می‌دهد.
صفت‌هاى پیشین، پیش از اسم مى‌آیند و صفت‌هاى پسین، پس از اسم. هر گاه صفت به‌جاى اسم بنشیند، کارکرد اسم را پیدا مى‌کند:
مثال: «آیا هنوز ریزش باران بر گونه‌هایت، تو را شاداب مى‌کند؟»
اسمى که پیش یا پس از صفت قرار مى‌گیرد و صفت، ویژگى آن‌را بیان مى‌کند، موصوف نام دارد.
انواع صفت از نظر مفهوم:
صفت بیانى:
صفت بیانى ویژگى اسم را از نظر چگونگی و خصوصیات نشان مى‌دهد و انواع آن عبارتند از: ساده، فاعلى، مفعولى، نسبى، لیاقت
صفت بیانی ساده:
صفت بیانى ساده تنها بر چگونگى موصوف دلالت مى کند:
هوای خوب/ اتاق گرم
صفت فاعلی:
صفت فاعلى نشان مى‌دهد که موصوف کننده کارى است; و ساخت‌هایى دارد از این قبیل:
ـ بن مضارع + ـَ نده: گوینده/ گیرنده
ـ بن مضارع + آن: دعاگویان/ گریان. این ساخت را صفت حالیّه نیز مى‌نامند، زیرا بر گذرا بودنِ وصف دلالت مى‌کند.
ـ بن مضارع + آ: شنوا/ دانا. این ساخت برابر است با صفت مشبّهه در عربى و معمولا پایدارىِ وصف را مى‌رساند.
ـ بن ماضى + آر: خواستار/ خریدار.
ـ بن ماضى یا بن مضارع یا اسم + گار: آفریدگار/ پرهیزگار/ یادگار.
ـ بن ماضى یا بن مضارع یا اسم + گر: رُفتگر/ توانگر.
-اسم یا بن فعل یا ساخت امر + کار:ستم‌کار / طلب‌کار
صفت مفعولی:
صفت مفعولى نشان مى‌دهد که موصوفْ مفعول است. ساخت این صفت چنین است:
بن ماضى + هاى غیرملفوظ + شده :گرفته شده/ نوشته شده.
صفت نسبی:
صفت نسبى موصوف خود را به عناصرى مثل مکان نسبت مى‌دهد. تابعیّت‌ها و بسیارى از نام‌هاى خانوادگى به‌همین‌گونه بیان مى‌شوند: رضایى، ایرانى.
ساخت صفت نسبى معمولا چنین است:
- اسم + ى یا ین یا ینه یا هاى غیرملفوظ یا آنه: زرهى، سیمین، زرینه، بهاره، مردانه.
- اسم عربى + آنى: روحانى، ربّانى.
توجه:در تشخیص اقسام صفت، نباید تنها به ساخت نظر داشت، بلکه معنى را نیز باید در نظر گرفت; زیرا برخى از ساخت‌ها مشترکند. مثلا گرفتار با آن که ساخت صفت فاعلى دارد، از لحاظ معنا صفت مفعولى است.
صفت لیاقت:
صفتی است که شایستگی و قابلیت موصوف را می‌رساند.
-مصدر +ی: خوردنی/ پوشیدنی.
درجه‌هاى صفت بیانى:
1.صفت مطلق: بدون سنجش با دیگری، حالت و چگونگی موصوف را بیان می‌کند. مثل: خوب/ بزرگ.
2.صفت برتر (= تفضیلى): این صفت نشان مى‌دهد که موصوف در داشتن یک ویژگى، از موصوف یا موصوف‌هاى مورد سنجشـ و نه همه موصوف‌هاى دایره بحث‌ـ برتر است. نشانه این صفت، تر است که پس از صفت می‌آید.مثل:خوب‌تر/ بزرگ‌تر.
3 .صفت برترین (= عالى): این صفت نشان مى‌دهد که موصوف در داشتن یک ویژگى، از همه موصوف‌هاى دایره بحث برتر است. نشانه این صفت ترین است که بعد از صفت مى‌آید. مثل: خوب‌ترین/ بزرگترین.
صفت شمارشى:
صفت شمارشى صفتى است که شماره و تعداد موصوف را نشان می‌دهد. این صفت دو گونه دارد: ساده، ترتیبى
صفت شمارشى ساده:
تنها تعداد موصوف را بیان مى‌کند: یک/ .....بیست....
صفت شمارشى ترتیبى:
ترتیب و جایگاه قرارگرفتن موصوف را نشان مى‌دهد و ساخت آن چنین است:
صفت ساده + ـُ م یا ـُ مین: اولین/ ششمین
این صفت معمولا پیش از موصوف و گاه پس از آن مى‌آید.
صفت اشاره:
صفت اشاره صفتى است که موصوف را مورد اشاره قرار مى‌دهد: این، آن، همین، همان، چنین، چنان، این‌قدر، این‌گونه.
این صفت نیز باید همانند دیگر صفات همراه با موصوف بیاید تا صفت نام گیرد. در این مورد، اگر واژگان مزبور با موصوف همراه نشوند، ضمیر اشاره‌اند. این صفت معمولا پیش از موصوف قرار مى‌گیرد.
"این گل را از آن باغ چیدم."
صفت پرسشى:
صفت پرسشى صفتى است که سؤالى را درباره موصوف خود مطرح می‌کند
چه، کدام، چگونه، چند، چندمین.
این صفت معمولا پیش از موصوف مى‌آید.
اهواز چگونه شهری است؟
صفت مبهم:
صفت مبهم صفتى است که یک ویژگى موصوف را به طور نامعیّن نشان مى‌دهد: چند، بعضى، فلانى، هر، همه، دیگر، هیچ ،هر، همه ، دیگر.
این صفت معمولا پیش از موصوف قرار مى‌گیرد.
"حمید امروز چندین کتاب خرید."
صفت تعجّبى:
صفت تعجّبى صفتى است که نشانگر شگفتى گوینده درباره موصوف است: چه، چگونه، چقدر. این صفت پیش از موصوف مى‌آید.
"چه گل زیبایی!"
انواع صفت از نظر ساخت:
ساده:
صفتى که قابل تقسیم به «جزءهاى معنى‌دار» یا «جزءهاى معنى‌دار و معنى‌ساز» نباشد.
بزرگ/ کوچک/ خوب.
مرکّب:
صفتى که از چند جزء معنى‌دار یا چند جزء معنى‌دار و معنى‌ساز ترکیب شده باشد.
مثل: سنگدل، ششم، (شش + ـُ م) / بخرد (بـ + خرد)/ خوبروی" (خوب+روی)
برخى از پسوندهاى سازنده صفت مرکّب از این قرارند: سان، آسا، گونه، گون، فام، دیس، وَش، سار، مان، سیر، بار، وار.
گروه وصفى:صفتى که از یک هسته و یک یا چند وابسته ساخته شده باشد.مثل: نان به نرخ روزخور/ خوش آب و رنگ/ از جان گذشته.نکته‌هایى در باره کاربرد صفت:
1.معمولا میان موصوف و صفت کسره مى‌آید. امّا گاه این کسره حذف مى‌شود: پدرْبزرگ، آدمْ‌آهنى.
2.صفت پسین گاه پیش از موصوف مى‌آید: پیرْمرد، زیبا گل.

نمونه سوال های فارسی هشتم ترم اول

نمونه سوال های فارسی هشتم ترم اول 

 دانلود pdf

شماره 1                           دانلود

شماره 2                          دانلود      

 شماره 3                         دانلود  

شماره 4                          دانلود    

پاسخ شماره 4                  دانلود 

                                                                              موفق باشید 

آشنایی مختصر با نورالدین،عبدالرحمان جامی

تاریخ ادبیاتتصویر

 
نورالدین،عبدالرحمان جامی،بزرگترین شاعر و نویسنده عارف قرن9ه.ق (اهل خراسان)است.وی در شهرهای هرات و سمرقند به کسب علم و ادب پرداخت و در علوم ادبی،دینی و تاریخی به کمال رسید.پس از آن به عرفان روی آورد و از عارفان بزرگ گردید.
 
جامی در آثار خود از دو شاعر بزرگ و نامی پیروی کرده است:
  • کتاب بهارستان که به پیروی از سبک نگارش گلستان سعدی،به نظم و نثر نوشته شده است.
  • کتاب هفت اورنگ(سَلامان و اَبسال،یوسف و زلیخا،لیلی و مجنون،خِردنامه اسکندری،سلسلةُ الذَهَب،تُحفَةُ الاَبرار و سُبحَةُ الاَبرار)را به تقلید از پنج گنج حکیم نظامی در قالب مثنوی سروده است.
دیگر آثار جامی عبارتند از:
  • دیوان اشعار
  • کتاب نَفَحات الاُنس به نثر که در مورد حالات و وقایع زندگی عارفانبزرگ نوشته شده است.

راه تشخیص گـــروه اسمی

راه تشخیص گـــروه اسمی
 
گروه :واژه ها ي پي در پي را كه در جمله به اتفاق هم يك نقش دستوري ايفا مي كنند ،گروه مي نامند .
يكي از گروه ها ،گروه اسمي است .
معرفي گروه اسمي :گروه اسمي يك واحد نحوي است كه در ساخت جمله درجايگاه هاي نهاد،مفعول ،متمم،مسند،مضاف -اليه،بدل ومنادا قرار مي گيرد وهسته ي آن« اسم» است.گروه اسمي تكرار پذيرترين گروه درجمله است .
علت تكرارزياد اين گروه نقش هاي متنوعي است كه در جمله مي پذيرد . وجود هسته در گروه اسمي اجباري ووجود وابسته ها اختياري است .
 
ملاك هاي تشخيص اسم
                                                  
1- واژه هايي كه در نقش هاي نهاد ،مفعول ،متمم،مسند ،مناداومضاف ٌاليه به كار مي روند.
2-اسم ها -غير از اسم خاص- نشانه ي نكره مي پذيرند . مانند: كتابي
3-اسم ها جز- اسم خاص - وابسته هاي پيشين مي پذيرند . مثال :اين كتاب
4-اسم ها غير از- اسم خاص- جمع بسته مي شوند .
 
 
نظير: كتاب ها
چگونگي تشخيص هسته ي گروه اسمي :
هرگاه در يك گروه اسمي بيش از يك اسم وجود داشته باشد،تنها يكي از آنها هسته است وآن اسمي است كه معمولاًمفهوم اصلي گروه اسمي را تشكيل مي دهد . براي تشخيص آن با يد به موارد زير توجّه كرد.
1- اگر گروه اسمي جايگاه نهاد را اشغال كند ،فعل جمله از نظر شخص وشمار تنها با اسمي مطابقت مي كند كه نقش هسته را بر عهده دارد.
مثال:« دبيران مدرسه ي ما فردا در يك جلسه ي عمومي شركت خواهند كرد .» در اين جمله گروه اسمي "دبيران مدرسه ي ما "نقش نهاد را دارد واز سه واژه تشكيل شده است كه فعل جمله تنها با واژه ي "دبيران"مطابقت دارد .
 
2-ملاك ديگر براي تشخيص هسته ي گروه اسمي اين است كه معمولاًاولين واژه اي كه در گروه اسمي نقش نماي اضافه مي گيرد ،هسته است .
مثال :"آن دو درخت تنومند همسايه "
 
۳- اگردر گروه اسمي هيچ كدام از واژه ها نقش نماي اضافه ندارند ،هسته آخرين واژه است .
مثال :اين چند دانش آموز .هسته: كه اگر آن را گسترش دهيم ،دانش آموز اولين واژه اي است كه نقش نماي اضافه مي گيرد . "اين چند دانش آموز ِ زرنگ"

سجع

سجع ونکات آن 

آوردن كلماتي در پايان جمله هاي نثر كه در وزن يا حرف يا حرف آخر يا هر دو ( وزن و حرف آخر ) با هم يكسان باشد .


نكته 1 : سجع در كلامي ديده مي شود كه حداقل دو جمله باشد يا دو قسمت باشد .

نكته 2 : سجع باعث آهنگين شدن نثر مي شود به گونه اي كه دو يا چند جمله را هماهنگ سازد .

نكته 3 : سجع در نثر حكم فافيه در شعر را دارد .

نكته 4 : اگر در پايان جمله ها كلمات تكراري وجود داشته باشد ، سجع پيش از آن مي آيد .

مثال : الهي اگر بهشت چون چشم و چراغ است بــي ديــدار تــو درد و داغ اســت

نكته 5 : گاهي در جملات سجع ممكن است افعال به قرينه ي لفظي يا معنوي حذف شوند .

مثال 1 : منت خداي را عـزووجل كه طاعتـش موجب قـربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت . ( فعل « است » به قرينه ي لفظي حذف شده است . )

مثال 2 : خـلاف راه صواب است و نقض راي اولـوالالباب « است » (حذف لفظي ) ذوالفقـار علي در نيـام ( باشد ) و زبان سعدي در كام « باشد » ( حذف معنوي ) .

توضيح : فعل « باشد » در دو جمله ي پاياني به قرينه ي معنوي حذف شده است .

توجه : به نثر مسجع ، نثر آهنگين نيز مي گويند .

جناس  و انواع آن

جناس  و انواع آن 

یک‌سانی و هم‌سانی دو یا چند واژه در واج‌های سازنده را گویند، اگر معنی متفاوتی داشته باشند. در دو کلمه هم‌جنس گاه جز معنی هیچ گونه تفاوتی ندارند و گاه علاوه بر معنی، در یک مصوت یا صامت با هم متفاوت‌اند. به دو کلمه هم جنس یا هم‌معنی که در یک مصراع یا بیت به کار می‌رود، ارکان جناس گویند.

جناس در شعر و نیز در نثر به کار می‌رود.

 

انواع جناس: 1-جناس تام            2- جناس ناقص

   
جناس تام : آن است که دو کلمه در بیتی بیاید در خط و تلفظ یکسان باشند، اما دو معنی متفاوت داشته باشند. مانند : شیر (به معنی شیر خوردنی، شیر حیوان، شیر آب). «بهرام گه گور می‌گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت».

گور اول به معنی گورخر و گور دوم به معنی قبر است.


  انواع جناس ناقص :                                        
جناس ناقص حرکتی                     
جناس ناقص اختلافی 
جناس ناقص افزایشی

 جناس ناقص حرکتی: یک‌سانی دو یا چند واژه در صامت‌ها و اختلاف آن‌ها در مصوت‌های کوتاه است.

مانند:

شکر کند چرخ فلک، از مَلِک و مُلک و مَلِک

جناس، سه واژه « مَلِک، مُلک، مَلَک» به کار رفته‌اند

جناس ناقص اختلافی: اختلاف دو کلمه در حرف اول، وسط یا آخر است. جناس میان دو واژه آن‌گاه جناس ناقص خوانده می‌شوند که اختلاف آن‌ها بیش از یک حرف نباشد.

برای نمونه: بدان گه که خیزد خروش خروس         ز درگاه برخاست آوای کوس

در این مثال، دو کلمه «خروش» و «خروس» در کنار هم آمده‌اند، آخرین صامت دو کلمه با هم متفاوت است. 

 جناس ناقص افزایشی: اختلاف دو واژه است در معنی و تعداد حروف، این نوع جناس در کتب سنتی جناس زاید یا مذیّل نامیده می‌شده است. در جناس ناقص افزایشی، افزایش ممکن است در حرف اول، وسط و آخر رخ دهد.

مانند: سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند         همدم گل نمی‌شود، یاد سمن نمی‌کند

در این بیت، واژه «چمان» یک حرف بیشتر از «چمن» دارد. این حرف در وسط آن افزوده شده است. هم‌سانی سه صامت دیگر در این دو واژه و همراهی چمان و چمن با کلمه «چرا» در آفرینش موسیقی درونی نقش داشته است.

تسلیت اربعین

ساختمان کلمات


کلمات میتونند:

1: ساده : اسمی که از یک تکواژ تشکیل شده است.
2:مشتق : تکواژ مستقل + یک یا دو وند
3:مرکب : سه یا دو تکواژ مستقل
4:مشتق مرکب :: ترکیبی از مشتق و مرکب
باشند ...!

:o: تکواژ همون جزء معنی دار هستش فقط اسمش عوض شده :


چند تا مثال بزنیم برای یادگیری بیشتر :


رستم ، گوسفند ، دبستان ، سیگار ، دره ، نرده، شیشه، لاله ، پنجره ، غصه ، رنده ، سایه ، مطالعه ،سینه ، نامه ، خانه ، تیشه ، کاشانه :: اسم ساده 


کتابخانه : کتاب ( اسم )+ خانه( اسم ) = اسم مرکب

چهارراه :چهار ( صفت شمارشی ) + راه ( اسم) = اسم مرکب
مداد تراش :مداد ( اسم) + تراش ( بن مضارع ) = اسم مرکب

دماغه :دماغ ( اسم ) +ه ( وند ) = اسم مشتق

راه پیما : راه ( اسم )+ پیما ( بن مضارع ) = اسم مشتق

آینده : آی ( بن مضارع آمدن ) + نده (وند) = مشتق
و...

حروف اضافه مركب

📘📗حروف اضافه ی مرکب

علاوه بر حروف اضافه ی ساده، حروف اضافه ی مرکب نیز به صورت های خاص به کار می روند. حروف اضافه ی مرکب بر حسب واژه های سازنده ی آن ها در دو دسته قرار می گیرند:

الف) حرف اضافه + حرف اضافه:
از پیش، از روی، از کنار، بر بالای، بر روی، به دنبال، به جز، به روی، به کنار، تا به، تانزدیک، در کنار، درپشت، در پیش، در جلو، در میان، غیر از.

ب) حرف اضافه+ پایه واژه:
از جهت، از لحاظ، با وجود، بر پایه، برحسب، به پیش، به توسط، به داخل، به سوی، به طرف، به دست، به جای، به سبب، به علت، به نسبت، در برابر، در عوض، درباره، در برابر، در مقابل.

ممکن است در برخی موارد حرف اضافه ی آغازین در برخی حروف اضافه ی مرکب دسته ی ( الف) و ( ب) ظاهر نشود؛ در این گونه موارد تنها جزء باقی مانده نقش و مفهوم حرف اضافه ی مرکب را داراست. به مثال های زیر دقت کنید:

الف) به دنبال ،دنبال / به جز ، جز / به روی، روی/ به کنار ، کنار/ در برابر ، برابر/ در پشت ، پشت/ در پیش ، پیش/ در جلوی ، جلوی

ب) برحسب ،حسب / به توسط ،توسط / به سوی ، سوی / به طرف، طرف/ در عوض، عوض

 

نکته

ضرب المثل : زاغ سیاه کسی را چوب زدن

 

زاغ سیاه کسی را چوب زدن

 

     در قدیم برای درست کردن رنگ از نوعی نمک به نام زاج استفاده می‌کردند که انواع سیاه، سبز، سفید و غیره داشت.

زاغ به جای کلمه زاج به کار برده می‌شد. زاغ سیاه بیشتر در رنگ نخ قالی، پارچه و چرم استفاده می‌شد. پیش می‌آمد که نخ، پارچه یا چرم ساخته کسی بهتر ازهمکارش می‌شد. بنابراین همکار پنهانی سراغ ظرف زاغ او می‌رفت و چوبی در آن می‌گرداند و با دیدن و بوییدن آن، تلاش می‌کرد دریابد در آن زاغ چه چیزی افزوده‌اند یا نوع، اندازه و نسبت ترکیبش با آب یا چیز دیگر چگونه بوده است.

این مثل وقتی به کار می‌رود که کسی، دیگری را می‌پاید و می‌خواهد ببیند او چه می‌کند و از چیزهایی پنهان و رازهایی آگاه شود که برایش سودمند است.                    

نتیجه :آزمون  فارسي:  جامع سنجش مطالعاتی گام های طلایی دبیرستان شاهد شهیدرجایی

نتیجه :آزمون  فارسي:

جامع سنجش مطالعاتی گام های طلایی دبیرستان شاهد شهیدرجاییدانلود

                                        

آرایه های ادبی متوسطه یک

 

آرایه های ادبی متوسطه یک   دانلود کنید 

انواع ماضی

با توجه به اینکه فعل در زمانهای گذشته در شکل و صورتهای مختلف رخ می دهد ، فعلهای ماضی انواع مختلفی می گیرد که با هم می خوانیم:

الف): ماضی ساده : این ماضی به طور ساده نشان می دهد که کاری در زمان گذشته ی دور یا نزدیک رخ داده و پایان یافته است.

ساخنمان این ماضی بسیار ساده است :  ( بن ماضی فعل + شناسه )

مثال : من به دوستم نامه نوشتم.

در ادامه مطلب 

ادامه نوشته

متمم در دستور زبان

متمم در دستور زبان     دانلود 

                                                                         
 

فعل معلوم و مجهول

فعل معلوم و مجهول                                       

                                                     

   

دانلود pdf

     

            

 

آرایه ی ادبی اشتقاق

آرایه ی ادبی مشتاق

اشتقاق در اصطلاح بدیع آن است که گوینده در سخن خود،کلماتی بیاورد که با یکدیگر هم ریشه و یا یکی مشتق از دیگری باشد.

به بیت زیر توجه کنید:

صفای صفوت رویت،صفای گلستان دارد

هوای جنت کویت،حیات جاودان دارد                     دانلود pdf     

و... 

                                

آزمون تستی فارسی نهم

 

آزمون تستی فارسی نهمفصل 3-4 - به همرا پاسخ 

بهمن 1394 

                                             دانلود 

 

تصویر نویسی

تصویر نویسی 

        دانلو د  pdf نمونه تصویر نویسی 

بیاموزیم

بیاموزیم  

     اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران                     بیاموزیم      

همزه(ء) یکی از سی و سه حرف الفبای زبان فارسی است و هرچند به ( ی ) میانجی کوچک ( ء ) شباهت دارد  امّا مستقل از آن است و این دو حرف در ترکیباتی مانند (( ارائهء گزارش و اسائهء  ادب )) در کنار هم دیده می شوند. در املای آنها بهتر است به جای ( ی ) میانجی کوچک ( ء ) شکل بزرگ آن را به کار ببریم تا موجب بدآموزی نشود. (( ارائهی گزارش و اسائه ی  ادب ))

 

در خطّ فارسی علاوه برسی و سه حرف الفبای زبان فارسی از نه نشانه ی خطّی دیگر استفاده می شود  که استفاده ازآنها محدود است زیرا خطّ فارسی نشانه گذاری نمی گردد امّا از میان آنها مد ، تشدید و تنوین نصب ( ------- ) بیشتر کاربرد دارند و ازبقیّه ی نشانه ها هنگامی استفاده می کنیم که رعایت نکردن آنها موجب ابهام و بدفهمی شود. مانند او مآل اندیش است ( عاقبت نگر ) چنانچه بنویسیم او مال اندیش است ( ثروت اندیش ) تفاوت معنایی پیدا خواهد کرد .

این حروف ۳۳گانه، دارای حالت‌های متفاوت نوشتاری‌اند. یک حرف یا یک شکلِ یکسان از یک حرف ممکن است نمایندهٔ چند , متفاوت باشد (مانند شکل: «ا»، از گروه «الف» که نمایندهٔ مصوت بلند ـا (مانند «باد» و «زاد») و هم صامتِ «همزه» (مانند «ابر» و «امروز» و «اردک») هر دو می‌تواند باشدحرف همزه در واژگان وام گرفته شده از زبان عربی استفاده می‌شود. )، و برعکس، ممکن است چند حرف متفاوت همگی اشاره به یک واج یکسان داشته باشند (مانند حروف متفاوت: س، ص، ث که همه مشترکاً نشانهٔ واج صامتِ «س» می‌باشند).

 

وابسته های پیشین

 وابسته های پیشین:            

1)صفت اشاره : هرگاه واژه های «این»و «آن»و مشتقات آنها هموابسته های پیشین و پسینراه با اسم و جانشینان اسم ذکر شوند «صفت اشاره» اند. اما اگر بی همراهی اسم و جانشینان آن ذکر شوند «ضمیر اشاره» هستند

 مثال:      این     دوست   از       آن      دوست    بهتر  است

این         از            آن                 بهتراست

 نکته: هرگاه بعد از واژه های اشاره شده مکث کوتاهی شود واژه ی مورد نظر «ضمیر اشاره» است.

   مثال:   این   ،    مجید است             این  پسر   ،خیلی  باهوش است 

 صفات اشاره عبارت اند از :  این، آن، همین ،همان،چنین،چنان ،این چنین ،آن چنان این گونه آن گونه این سان آن سان این طور آن طور  این همه آن همه این قدر آن قدر همین قدر همان قدر این اندازه آن اندازه همین اندازه همان اندازه

 2)صفت پرسشی : هرگاه واژه های «  کدام ،کدامین، چه،چگونه ،چطور، چه جور ،چه سان، چه قدر، چه اندازه ،چه مقدار ،چند، چندم ،چندمین ،هیچ و....»همراه با اسم یا جانشینان اسم بیایند «صفت پرسشی»نامیده می شوند. اما اگر با اسم یا جانشینان آن همراه نباشد «ضمیر پرسشی» هستند.

 مثال:           کدام  کتاب  را دوست داری؟                 کدام را دوست داری ؟

3)  صفت  مبهم: هرگاه نشانه های مبهم « هر،همه،هیچ،فلان، چندین، خیلی، کمی، بسیاری، اندکی ،قدری، برخی، بعضی ،پاره ای، چندان ،...» همراه اسم یا جانشینان اسم ذکر شوند، «صفت مبهم» اندو اگر بدون همراهی اسم و جانشینان اسم ذکر گردند «اسم مبهم» اند.

 مثال:            آن همه مردم    آمدند .

                       همه     آمدند.

نکته:هرگاه « چند، چندین ، هیچ» مفهوم پرسشی داشته باشند دیگر نشانه مبهم نیستند.

                  مثال:           هیچ            عاقلی     را      می شناسی؟

   4) صفت تعجبی: هرگاه واژه های «چه، ،عجب،چقدر» همراه اسم یا جانشینان اسم باشند«صفت تعجبی» هستند و اگر به تنهایی ذکر گردند «ضمیر تعجبی» اند.

 مثال:     چه کار خوبی کردی !

                  چه کردی ! 

 5) صفت شمارشی: الف)صفت شمارشی اصلی: هر گاه اعداد یک تا بی نهایت با اسم یا جانشینان اسم همراه گردند ، «صفت شمارشی» اصلی اند و اگر به تنهایی ذکر شوند «ضمیر شمارشی»اند 

 مثال   :     یک           روز       پیشت می آیم  

ب) صفت شمارشی ترتیبی: صفتی است که با لفظ «-مین» یا «-م» همراه است . صفتی که با «_مین» همراه می شود  وابسته پیشین و صفتی که با « -م» همراه می شود وابسته پسین است.

 مثال:            چهارمین       ماه      از آشنایی    ما    فرا رسید

                      ماه چهارم    فرا رسید

  6) صفت عالی : همه ی صفت هایی که وند «ترین»را به دنبال دارند «صفت عالی» هستند

 مثال:          دیدن   تو   بزرگ ترین (صفت عالی)آرزوی من است

7) شاخص: عناوین و القابی را می گویند که پیش از اسم می  آیند . شاخص ها بی هیچ فاصله ای در کنار هسته قرار می گیرندو خود اسم یا صفت هستند و می توانند در جای دیگری هسته گروه اسمی باشند .

مشهور ترین شاخص ها عبارتند از : آقا ، خانم،استاد، حاجی خواهر، برادر، عمو ،عمه ، خاله، تیمسار، سرلشکر، کدخدا، مهندس ، دکتر ، امام و......

مشهور ترین شاخص ها عبارتند از : آقا ، خانم،استاد، حاجی خواهر، برادر، عمو ،عمه ، خاله، تیمسار، سرلشکر، کدخدا، مهندس ، دکتر ، امام و......

مثال: حاج خانم    سمیرا    از مکه برایمان سوغاتی می آورد .

     حاج خانم  از مکه برایمان سوغاتی می آورد.                                          

نکته 1) :شاخص ها به تنهایی دارای هیچ نقش نحوی ( فاعلی ، مفعولی،مسندی،...) نیستند .

نکته2) اگر عناوین و القاب با کسره ی اضافه (نقش نمای اضافه)همراه باشند، شاخص محسوب نمی شوند بلکه هسته ی گروه اسمی اند مثال:      پدر  مجید آمد   .                                                    

 قواعد هم نشینی وابسته های پیشین :

1.     نزدیک ترین وابسته ی پیشین به هسته در گروه اسمی شاخص است . این وابسته معمولا با اسم های خاص انسان به کار می رود مانند: دکتر زرین کوب

2.     هم نشینی صفت ترتیبی (ـُ مین) با ممیز کاربرد اندک دارد مانند : دومین تخته قالی به فروش رفت .

3.     صفت عالی نمی تواند با ممیز هم نشین شود. مثلا نمی توان گفت :بهترین کیلو پرتقال

4.     اگر صفت تعجبی وابسته ی پیشین باشد،هیچ وابسته ی پیشین دیگری نمی تواند بیاید. مثلا ً نمی توان گفت چه چهار گل زیبایی!

5.     صفت مبهم با صفت شمارشی و صفت اشاره هم نشین می شود . مثال:هرهشت تخته قالی به فروش رفت .

6.     صفت مبهم با صفت پرسشی هم نشین نمی شود مثلا ً نمی توان گفت :چند همه کس آمدند

7.     صفت اشاره دورترین وابسته پیشین به هسته است .مثال: همین هشت قطعه طلا ارزش فراوانی دارد .

 

وابسته های پسین

وابسته های پسین

وابسته های پسین مانند وابسته های پیشین در واقع توضیحاتی است که برای شناساندن بیشتر هسته می آید و به دلیل این که بعد از هسته ( اسم ) قرار می گیرد وابسته ی پسین نام دارد.

وابسته های پسین عبارتند از :

1-     علامت های چمع : ها  -  ان

       مانند : درخت ها   ،  سنگ ها   ،  خانه ها     ، انسان ها  ،  دست ها

                درختان  ،   گیاهان   ، مردمان   ،  دیوانگان   ،  دستان

2-     «  ی  »  نکره .  گاهی حرف  «  ی » بعد از اسم قرار می گیرد و به آن مفهوم  ناشناخته و ناشناس می دهد . یعنی آن اسم را ناشناس می کند ؛ به جمله های زیر دقت کنید:

-         مردی  وارد شد .  _____: مرد ناشناسی وارد شد

-         انسانی که نمی داند کجاست.  ___ : انسان ناشناسی که ...

-         کتابی خریدم.  _____ :  کتاب ناشناسی ...

-         دانشجویی با من حرف زد.  _____:  دانشجوی ناشناسی

نکته : باید دقت داشته باشیم که  « یای » نکره را با انواع دیگر  « ی  » اشتباه نگیریم ، مثلاً:

ی  به معنی  « تو »  یعنی ضمیر :  رفتی ، گفتی  ، نشستی ، آوردی

ی  به معنی مصدر :  دانشمندی : دانشمند بودن -مردی : مرد بودن                                             ی  به معنی  نسبت : مرد تهرانی  - افکار انسانی 

 ی  به معنی لیاقت : خوردنی  -دیدنی

 ی  خود کلمه :  سینی

3-     صفت شمارشی ترتیبی نوع دوم .

که از عدد اصلی و _ُ م ساخته می شود :

کتاب دوم  ،  نفر سوم  ، کلاس چهارم ، امام هشتم  ،

قرن بیستم  ، بار هزارم 

4-     مضاف الیه : اگر بعد از اسم به کمک نقش نمای اضافه اسم دیگری بیاید ، اسم دوم مضافٌ الیه است و وابسته به اسم قبل از خود می باشد که هسته قرار می گیرد:مثال : 

کتاب  حسن  ،  شهر  کرمانشاه  ،   خانه ی پدر 

دست  تقدیر  ، رنگ نقاشی  ، انگشت  اشاره   

5-     صفت : اگر بعد از اسم ( هسته ) به کمک نقش نمای اضافه صفت قرار بگیرد ، وابسته به اسم می شود :مثال :

دست  توانا  ،  مرد بزرگ  ، مردم  شجاع  ،  رنگ  قرمز ،  دیوار بلند ، آسمان آبی  ، شب  تاریک

چگونه می توانیم ترکیب های اضافی ( مضاف و مضافٌ الیه )  را  از ترکیب های وصفی ( صفت و موصوف )  تشخیص دهیم ؟

الف) بعد از ترکیب ها علامت صفت تفضیلی «  تر  » میگذاریم ، اگر معنی داشت صفت و موصوف است ، ولی اگر معنی نداشت مضاف و مضافٌ اله است . مثال:

 دیوار بلند --------  دیوار بلند تر  :  صفت و موصوف

 دانشمند بزرگ -----دانشمند بزرگ تر :  صفت و موصوف

کشور ایران ------- کشور ایران تر  ( معنی ندارد ) مضاف و مضافٌ الیه

اراده ی خدا -------اراده ی خداتر  ( معنی ندارد )  مضاف و مضافٌ الیه

ب) بعد از کلمه ی اول علامت ویرگول می گذاریم و بعد از کلمه ی دوم فعل « است » قرار می دهیم .اگر معنی نداشته باشد مضاف و مضافٌ الیه است. با کلمه ی «  این » در ابتدای جمله . مثال :

گل زیبا -------------   این گل،  زیبا است .  :  صفت و موصوف

کتاب سبز ----------- این کتاب ، سبز است : صفت و موصوف 

پایه ی میز --------- این پایه ، میز است ( معنی ندارد) مضاف و مضافٌ الیه

کتاب من ---------- این کتاب ، من است ( معنی ندارد ) مضاف و مضافٌ الیه

تسلیت

تسلیت

پروردگارا...

هفته کتاب گرامی

 

«اِقرَاء بِاسمِ رَبِّک الَّذی خَلَق». «بخوان»، این اولین گفته خدا با حبیبش است. «بخوان» تا هدف خلقت به دست آید، تا دین خدا استوار شود، تا آفرینش به هدف خود برسد، بخوان که کتاب، برترین معجزه جاوید آفرینش است.

کتاب‏ها نه فقط مرکبی نوشته شده بر کاغذ هستند ، بلکه گویندگانی هستند که با شنونده خود سخن می‏گویند.  در واقع کتاب‏ها مثل نسیم بهاری باعث طراوت بخشیدن به روح انسان شده و تشنگی روح انسان را سیراب میکنند.    

 چند نکته جالب در مورد فواید کتاب خواندن

 هفته کتاب گرامی

 1- مطالعه یک فرایند فعّال ذهنی است: برخلاف تلویزین، کتاب ها شما را وادار می کنند که از مغز خود استفاده کنید. در هنگام مطالعه، شما بیشتر فکر می کنید و باهوشتر می شوید.

۲-مطالعه پایه های مهارت را می سازد: برای هر موضوعی روی کره ی زمین، کتابی نوشته اند که می توان آن را مطالعه نمود. کتاب خواندن به روشن شدن موضوعات پیچیده کمک می کند.
۳-مطالعه واژگان شناخته شده ی شما را افزایش می دهد:  وقتی که کتاب های سنگین (از نظر مفهومی) را مطالعه می کنید، خودتان را با لغت های جدیدی مواجه می ببنید که در حالت عادی با آنها سر و کار ندارید.
۴-مطالعه به شما این امکان را می دهد که به صورت اجمالی با سایر فرهنگ ها و مناطق آشنا شوید.هرچه اطلاعات بیشتر، بهتر! کتاب ها می توانند افق دید شما را با ارایه ی آنچه این مناطق برای دیدن دارند به شما، گسترش دهند.
۵-مطالعه تمرکز را افزایش می دهد:  مطالعه ی کتاب از قوای ذهنی بهره می برد. این باعث می شود که شما در بلند مدت روی آنچه مطالعه می کنید تمرکز کنید. برخلاف مجلات، مقالات اینترنتی یا ایمیل ها که ممکن است حاوی بسته های اطلاعاتی کوچکی باشند. کتاب ها همه ی ماجرا را بیان می کنند. از آنجایی که شما برای مطالعه مجبورید تمرکز کنید، مانند ورزش کردن، تمرکز خود را ورزیده تر می کنید.
۶-مطالعه باعث ایجاد اعتماد به نفس می شودبا مطالعه ی کتاب های بیشتر، آگاهی و تجربه ی شما در رابطه با مطالبی که می خوانید بیشتر می شود. از آنجایی که شما خوب مطالعه می کنید، دیگران برای دریافت پاسخ سوالات خودشان مجذوب شما می شوند. این باعث می شود که شما احساس بهتری نسبت به شخصیت خود داشته باشید.
۷-مطالعه حافظه را تقویت می کندتحقیقات نشان می دهند که اگر شما از حافظه تان استفاده نکنید، آن را از دست خواهید داد. جدول کلمات متقاطع نمونه ای از بازی هایی است که می تواند آلزایمر را کاهش دهد.
۸-مطالعه انضباط فردی را افزایش می دهدهمه ی ما به اهمیت مطالعه واقفیم و می دانیم که باید مطالعه را در برنامه ی روزانه ی خود بگنجانیم. ما برای مطالعه زمانبندی و برنامه طراحی کنیم، همین باعث افزایش انضباط ما می شود.
۹-مطالعه به ما این امکان را می دهد که همه جا مطلب بیاموزیم:کتاب ها قابل حمل هستند. از آنجایی که شما می توانید کتاب ها را با خود به هر کجا که می خواهید ببرید، می توانید هر جا که باشید، مطلب بیاموزید.
۱۰-مطالعه خلاقیت را افزایش می دهدبا مطالعه ی کتب بیشتر و قرار دادن خود در معرض اطلاعات کاملتر، می توانید سطح خلاقیت خود را افزایش دهید. مغز شما می تواند مطالب کتاب های مختلف را برای دستیابی به راه حلی جدید برای یک مساله با هم ترکیب کند.
۱۱-مطالعه این امکان را به شما می دهد که در رابطه با موضوعی صحبت کنید شما می توانید درباره ی مضامین ادبی که در رمانی خواندید صحبت کنید و یا اطلاعات علمی که از کتاب های علمی آموخته اید را بیان کنید.


۱۲-مطالعه ی کتاب سرگرمی ارزانی است توجه داشته باشید که کتاب هایی را بخرید که به موضوع آن علاقه داشته باشید.
۱۳-مطالعه این امکان را به شما می دهد که به اختیار خود مطلب بیاموزید: شما باید هر روز ساعت ۸ صبح تا ۱۴ بعد از ظهر، در مدرسه حاضر شوید و درس بیاموزید. ولی مطالعه ی کتاب این امکان را به شما می دهد که مطالب مورد علاقه خود را در هر زمانی که دوست دارید بیاموزید.
۱۴-مطالعه مشارکت ذهنی جدید ایجاد می کند: هر چه شما کتاب های بیشتری مطالعه می کنید، عمق و پهنه ی آگاهی شما گسترش پیدا می کند و قابلیت شما برای مشارکت با دیگران بیشتر می شود.
۱۵-مطالعه قوای استدلال شما را افزایش می دهد:  یعنی وقتی زیاد مطالعه کنید، قادر خواهید بود با استفاده از دلایلی که دارید، انجام یا عدم انجام کاری را بررسی کنید و به بهترین نتیجه برسید.

۱6-مطالعه باعث می شود که اشتباهاتمان کاهش پیدا کند با کمک کتاب شما می توانید خرد عمیق و وسیعی بدست آورید و اشتباهات کمتری مرتکب شوید.
۱7-در حین مطالعه شما با مطالب غافلگیر کننده ای روبرو می شویدوقتی شما کتاب ها را به عنوان منابع اطلاعات مطالعه می کنید، ممکن است چیزهایی بیاموزید که اصلاً بدنبال آنها نبوده اید. به طور کلّی این غیر ممکن نیست که مسایل خارج از موضوع کتاب را در یک کتاب بیابیم.
18-مطالعه کسالت را کاهش می دهد: هر وقت که احساس کسالت کردید، فقط کافی است که یک کتاب با موضوع مورد علاقه ی خود را بردارید و بخوانید. خواهید دید که کسالت شما بر طرف می شود.
19-مطالعه می تواند زندگی شما را عوض کند: چند بار شنیده اید که فردی با خواندن یک کتاب زندگی اش عوض شده باشد؟ این حقیقتی انکار ناپذیر است که کتاب ها بر روی انسان تغییرات مختلفی می گذارند و گاهی موجب تغییر زندگی انسان می شوند.
۲0-مطالعه استرس را کاهش می دهدبسیاری از خوانندگان حریص تنها با خواندن کتاب آرام می شوند.. اگر شما واقعاً آرامش می خواهید تلویزیون و کامپیوتر را خاموش کنید و یک کتاب دستتان بگیرید و بخوانید.
۲1-مطالعه شما را از مضرّات دنیای دیجیتالی دور می کند: اگر از چراغ های چشمک زن و صدای بوق و زنگ های دیجیتالی خسته شده اید یک کتاب بخوانید. وقتی یک کتاب خوب برای خواندن پیدا کنید، خود را غرق در مطالعه خواهید یافت و دیگر درگیر مسایل پیرامون نخواهید بود.

۲3-مطالعه ی کتاب همیشه از تماشای فیلم بهتر است.

                                                                          موفق باشید 

مناسبت های ادبی

 

مناسبت های ادبی

هشتم مهرماه

بزرگداشت مولوی

بیستم مهر

بزرگداشت حافظ

بیست و چهارم آبان

روز کتاب و کتاب خوانی و کتابدار

پنج اسفند

روز خواجه نصیر طوسی

هفتم اسفند

درگذشت علی اکبر دهخدا

هجده اسفند

درگذشت سید جمال اسدآبادی

بیست فروردین

روز هنر انقلاب اسلامی (شهادت مرتضی آوینی)

بیست و پنج فروردین

روز بزرگداشت عطار

یازده اردیبهشت

روز بزرگداشت سعدی

سه اردیبهشت

بزرگداشت شیخ بهایی

بیست و پنج اردیبهشت

بزرگداشت فردوسی

چهارده تیر

روز قلم

هجده تیر

روز ادبیات کودک و نوجوان

هفده مرداد

روز خبرنگار

 

 

 

تفاوت متمم قیدی و فعلی به زبان ساده

 

دستور زبان فارسی(قید)

 

متمم چیست ؟

پاسخ : به کلماتی که پس از حروف اضافه  ( حروف اضافه ی پرکاربرد : به ـ با ـ بی ـ از ـ در ـ برای ـ درباره ی ـ اندر  ) می آیند و معنای جمله را تمام می کنند متمم می گویند . پس فعل جمله به آن ها نیاز دارد و بدون آن جمله ناقص است . به این نوع متمم ، متمم فعلی یا اجباری نیز می گویند .

مثال برای متمم فعلی یا اجباری :            او از دروغ می پرهیزد .

حال اگر از دروغ را حذف کنیم ، جمله ناقص می شود و مشخص نیست که او از چه می پرهیزد .

در برابر این متمم ، یک نوع متمم دیگر نیز وجود دارد که ظاهراً شبیه به متمم اجباری است ، امّا در معنی اختیاری است . یعنی فعل جمله به آن نیاز ندارد و وجودش اختیاری است که آن را متمم قیدیمی نامند . متمم های قیدی از نوع قید های نشانه دار هستند ، یعنی با شباهتی که به متمم فعلی دارند ،  قابل شاسایی هستند .

مثال برای متمم اختیاری : علی از خانه برای خرید به بازار رفته است . در این جمله سه متمم وجود دارد که هر سه قابل حذف هستند .

به جمله ی زیر دقت کنید :

علی  به  تیم فوتبال  پیوست . اگر این متمم را حذف کنیم ، جمله ناقص می شود . 

اکنون به جمله ی زیر دقت کنید :

علی  رفت . این جمله به متمم نیاز ندارد و کامل است . چرا ؟

زیرا می توان برای فعل رفت متمم هایی با حروف اضافه ی گوناگون آورد . یعنی می شود گفت : بهکجا رفت ؟ با چه کسی رفت ؟ برای چه رفت ؟

هرگاه بتوان برای فعلی متمم با حروف اضافه ی متعدد و مختلف آورد ، آن فعل نیازی به آن متمم ندارد و آن متمم قیدی نام دارد . 

متمم هایی که فعلی هستند ، یعنی فعل در آن جمله ها یک حرف اضافه ی اختصاصی دارد .

مثال : نازیدن ( نازیدن به )  او به ثروتش می نازد .

او به دین اسلام گروید . ( گرویدن به )

او با حریف در آویخت . ( درآویختن به )

این راز در سینه نمی گنجد . ( گنجیدن در ) مثلاً نمی توان گفت که ، این راز با سینه نمی گنجد ـ به سینه نمی گنجد ـ برای سینه نمی گنجد . بقیه ی مثال ها هم با همین معیار قابل بررسی هستند . 

 

انواع صفت درزبان فارسی

 

 صفت

تعریف: صفت، کلمه ای است که حالت و چگونگی اسمی را ازقبیل رنگ، شکل، اندازه، مزه، جنس، نسبت و امثال آن بیان می کند. مانند: مرد کوچک- دانش آموزتنبل- درخت تنومند. دراین مثالها به کلمه های اول (مرد- دانش آموز- درخت) موصوف گفته می شود و به کلمه های دوم (کوچک- تنبل- تنومند) صفت گفته می شود. اغلب صفت را بعد از موصوف می آورند و به ندرت اتفاق می افتد که صفت را پیش از موصوف بیاورند. مانند: هوشنگ خوب پسری است. گاه بین صفت و موصوف یک فعل قرار می گیرد. مانند: او دختری است دانا. گاهی اتفاق می افتد که "ی" نکره با صفت و موصوف همراه می گردد که این"ی" زمانی به موصوف و زمانی به صفت متصل میگردد. مانند: داستانی دلپذیر- جوانی دلیر- قصه ای شیرین. یا: داستان دلپذیری- جوان دلیری- قصه شیرینی.

نکته1: در موقع افزودن موصوف به صفت در وقت خواندن، "کسره ای" به آخر موصوف می دهند و سپس صفت را به آن می افزایند. مانند: چشم سیاه- زن دانا و... ولی گاه به اسمهایی بر می خوریم که که در آخر آنها "الف" یا "و" است و این دو حرف کسره پذیر نیستند در این صورت ابتدا حرف "ی" به آخر اینگونه اسمها می افزاییم و سپس صفت را می آوریم. مانند: خدای بخشنده- موی سیاه- روی زیبا.

نکته2- گاه یک اسم ممکن است چند صفت داشته باشد که هنگام بیان صفتها برای چنین موصوفی یا باید کسره را به آخر هر صفت اضافه کنیم یا بکمک حرف ربط "و" صفتها پشت سر هم آورده شوند. مانند: دوست عزیز خوب با محبت من. یا: دوست عزیز و خوب و با محبت من.

 

نکته4- گاهی اینقدر این صفتها جانشین موصوف خود شده اند که  دیگر حالت ومعنی وصفی خود را از دست داده اند، و بیشتر در معنای اسم بکار می روند. مانند: نویسنده- اخترشناس- مالک- فرماندار- استاندار.

3-1- اقسام صفت:

1- صفت مطلق          4- صفت فاعلی           7- صفت تفضیلی

2- صفت جامد            5- صفت مفعولی         8 - صفت عالی

3- صفت مشتق         6- صفت نسبی           9 - صفت ساده       10- صفت مرکب

1- صفت مطلق؛ یا ساده آنست که حالت موصوف خود را بطورمطلق بفهماند. ماندد: گل سرخ- کتاب بزرگ- زن پارسا- خدای مهربان- کبوتر سفید- چشم سیاه.

2- صفت جامد؛ آنست که از کلمه ای دیگر مشتق نشده باشد، (از ریشه فعل گرفته نشده باشد). مانند: خوب- بد- تلخ- سیاه- سفید- کوتاه- دراز- روشن- تیره.

3- صفت مشتق؛ آنست که از ریشه ی کلمه ی دیگری(ریشه فعل) گرفته شده باشد. مانند: دونده- توانا- آموزگار- پرستار- نمودار.

4- صفت فاعلی؛ آنست که بر کننده کاری یا دارنده حالتی دلالت نماید. مانند: دانا- شنونده- ستمگر- سوزان- راننده- دوان. نشانه های صفت فاعلی در زبان فارسی بدین گونه است:

-نده : که به آخر فعل امر اضافه می شود مانند: گوینده- شنونده- خواننده- دونده- رونده  حزن آور- زورگو- خطابین- دانشجو- وطنخواه- سختگیر

-ان : که این نیز به آخر فعل امر می آید وغالبا جنبه قیدی دارد و نه صفت ولی گروهی نیز آنرا صفت حالیه گفته اند. مانند: گریان- خندان- پرسان.

-الف: که این نیز به آخر فعل امرافزوده می گردد و صفت یا حالتی را برای شخص یا چیزی بطور همیشگی بیان می نماید. مانند: دانا- بینا- شنوا- گویا. درعربی به این صفتها، صفت مشبهه گفته می شود.

-ار: در آخر فعل ماضی و امر: پرستار- نمودار- خواستار- خریدار

- گار: درآخر فعل ماضی وامر: آموزگار- آفریدگار- پروردگار

-کار: در آخر اسم اضافه می شود: ستمکار- فراموش کار

- گر: که این نیز به آخر اسم اضافه می شود: ستمگر- کارگر- بیدادگر

5-صفت مفعولی؛ که به آن اسم مفعول نیز گفته می شود. آنست که برشخص یا چیزی که فعل بر آن واقع شده است دلالت نماید:  زده- گفته- دست پخت- نازپرود- خواب آلود. نشانه ی صفت مفعولی" ه " است مانند: زده- گفته- رفته- که گاه "شده " نیز به آخر اضافه می شود: زده شده- گفته شده

 6- صفت نسبی؛ آنست که کسی یا چیزی را به کسی یا چیزی یا محلی نسبت دهند. مانند: تبریزی- بلورین- پشمین- پشمینه- انسانی- مهتابی- اردبیلی- سیمین- سیمینه- ساروی- رازی. نشانه های صفت نسبی:

- ی : مانند: الهی ( لطف الهی بکند کار خویش/ مژده رحمت برساند سروش)

- ین : مانند: سیمین (پادشاهی پسر به مکتب داد / لوح سیمینش درکنار گذارد / برسرلوح او نبشته به زر/ جور استاد به زمهر پدر)

- گان : مانند: گروگان- دهگان- مهرگان

 : مانند: دوروزه-صده - دهه  - هزاره (غم زمانه که هیچش کران نمی بینم / دواش جز می چون ارغوان نمی بینم)

- ینه : مانند: پشمینه- زرینه- سیمینه(شرممان باد زه پشمینه ی آلوده ی خویش)

-انه : مانند: زنانه- مردانه- عاشقانه- جانانه( قانع به خیالی زتو بودیم چو حافظ /  یارب چه گدا همت و شاهانه نهادیم)

7- صفت تفضیلی(برتر): به صفتی گفته می شود که بوسیله ی آن موصوف با یک یا چند فرد هم نوع خود سنجیده می شود. نشانه آن در زبان فارسی " تر" است، که به آخر صفت ساده(مطلق) آورده می شود. مانند: خوبتر- قشنگتر- پس از صفت تفضیلی معمولا حرف اضافه ی " از" آورده می شود مانند :( زمین گشت روشن تر از آسمان). ولی گاهی به جای "از" کلمه های "که" و "تا" آورده می شود (به نزدیک من صلح بهتر که جنگ)، (بمیرم بهترتا درامتحان موفق نشوم). صفتهایی مانند: به- مه- که- کم وبیش، بدون داشتن علامت "تر" می توانند صفت تفضیلی باشند. (غم حبیب به که گفتگوی رقیب/ که نیست سینه ی ارباب کینه محرم راز). 

 8- صفت عالی(برترین): صفتی است که برتری موصوف خود را بر تمام افراد همنوع و همجنس خود برساند. نشانه ی آن در زبان فارسی"ترین" است. زیباترین  باهوش ترین- داناترین.

9- صفت ساده: آنست که یک کلمه و بدون جزء باشد. مانند: خوب- بد- راست- دروغ

10- صفت مرکب: دارای دوجزء یا بیش تراست. ماندد: خوشقدم- دلتنگ- دور دست- همکلاس- همسفر- دانشمند. صفات مرکب بدین ترتیب حاصل می شوند:

-از دو اسم: سنگدل- گلعذار- پریچهر- راستگو- ماهروی.

- ازفعل امر واسم: مردم آزار- سخن شنو- پندپذیر- خداشناس

-ازاسم وصفت: سربلند- دلتنگ- سرسنگین- دلخوش

-ازقید واسم: دوردست- زیردست- پرگل- کم مایه

-از اسم وعدد: یکدل- دورو- صد زبان

-از اسم و پیشاوند: هم تراز- همسفر- نا مرد

-ازاسم و پسوندها: دانشمند- سخنور- اندوهناک

نکته: به انواع دهگانه صفتهای بالا صفتهای پسین می گویند اما گروه دیگری ازصفت وجود دارد که به آنها صفتهای پیشین گفته می شود به این شرح : 

1- صفت شمارشی: دوپسر

2-صفت اشاره: آن پسر- این خانه- آن گل

3-صفت پرسشی: کدام گل- چه گلی.

یادش گرامی

 

8ابان سالروز درگذشت قیصر امین پور 

سال روز قیص امین پور  گرامی باد

طرحی برای صلح 

شهیدی که برخاک می خفت

سرانگشت در خون خود می‌زد و می‌نوشت

به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ

که بر جنگ

 

ایام عزای حسینی عرض تسلیت و التماس دعا

 

 

 

 عرض تسلیت

سلام ما به محرم، به غصه و غم مهدی
به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی
سلام ما به محرم، به شور و حال و عیانش
سلام ما به حسین و به اشک سینه زنانش…
عرض تسلیت و التماس دعا

انواع صفت

 

 

انواع صفت بیانی :

صفت انواعی دارد که به پنج گروه تقسیم می شوند.

 

1-     صفت بیانی ساده . که علامتی ندارد:

 سفید ، بلند ، خوب ، تند ، خوش مزه  ، بد ،  آرام ، سیاه ،  بزرگ ، شدید

 

2-     صفت مفعولی : ( قبلاً این نوع صفت را خوانده ایم ) که از بن ماضی افعال و «  ه  » ساخته می شود :

 

         نشسته  ،  گفته  ،  آورده  ،  شنیده  ،  رفته  ،  چکیده  ،  خورده

 

مثلاً در ترکیب های زیر : مرد نشسته  ،  حرف های شنیده  ،  آب چکیده

 

3-     صفت فاعلی که از بن مضارع ساخته می شود با سه علامت به قرار زیر:

 

الف) بن مضارع +  ا   :  بینا  ،  گویا  ،  خوانا    ،  شنوا 

چشم بینا  ،  انسان گویا  ،  خط خوانا  ، کودک شنوا  

 

 

ب) بن مضارع +  ان  :  دوان  ،  گریان  ،  خندان  .

 مرد دوان  ،   مردم گریان  ،  دوست خندان   

 

 ج) بن مضارع  +  ََََ نده  :  رونده  ،  گوینده  ،  خواننده  ، راننده  ،  بیننده .

 مسافر رونده  ،  انسان گوینده  ،  شخص خواننده  ،  زن راننده  ،  مرد بیننده .

 

نکته :

گاهی با یک بن مضارع نمی توانیم از هر سه علامت استفاده کنیم و صفت فاعلی یسازیم . مثلاً

خندیدن :  خندا ( غلط است)  خندنده  ( غلط است )  خندان : درست است.

دیدن :  بینا : درست است  ،  بیننده  : درست است  . بینان ( غلط است )

 

 

4 -     صفت نسبی  : از اسم +  ی  ، ساخته می شود

 مثال :  آبی  ، آسمانی  ،  شهری ، محمدی

  رنگ آبی  ، افکار آسمانی  ، رفتار شهری  ، گل محمدی

 

5 -     صفت لیاقت :  از مصدر  +  ی  ، ساخته می شود

 مثال : خوردنی  ،  شنیدنی  ،  دیدنی ، آوردنی  ،  گفتنی .

غذای خوردنی  ،  حرف شنیدنی  ، فیلم دیدنی ، سخنان گفتنی

دانش آموزان زرنگ چه کار می کنند؟

دانش آموزان زرنگ چه کار می کنند؟

دانش آموزان زرنگ چه کار می کنند؟

 

خوب و موفق بودن دانش آموز نه تصادفی است و نه ارتباطی به معلم و دانش آموز دارد. رمز موفقیت این دانش آموزان، پشتکار داشتن در امر یادگیری و رعایت کردن رفتارها و عادات سودبخشی است که به آن ها کمک می کند تا در تحصیل هرچه بیش تر موفق شوند.

 

این رفتارهای سودمند عبارتند از:

 

 

سعی کنید همیشه به موقع در کلاس درس حاضر شوید و چنان چه مسیر شما تا مدرسه دور است از وسیله نقلیه مطمئن استفاده کنید تا بهتر بتوانید زمان خود را تنظیم کنید.

هنگامی که درکلاسی دیر حاضر می شوید تمرکز کلاس و معلم بهم می ریزد. به یاد داشته باشید که همیشه به موقع و زود حاضرشدن درکلاس درس، بسیار سودمندتر از دیر رسیدن است.

 

 

اگر می خواهید صحبت های معلم خود را بهتر بشنوید و تخته را نیز بهتر ببینید در ردیف های جلو بنشینید.

 

 

 برنامه درسی و تیتر مطالبی را که معلم قرار است تدریس کند تهیه کنید.

چنان چه معلم به تدریس درسی می پردازد که اضافه بر سازمان مطالب دیگری را نیز برای شما تدارک می بیند از آن به خوبی آگاه شوید.

برنامه درسی خود را گم نکنید تا هر زمانی که نسبت به برگزاری و نحوه برگزاری کلاسی برای شما سۆالی پیش آمد بتوانید به آن مراجعه کنید.

هنگامی که شما آماده درکلاسی حاضر می شوید وقت معلم نیز برای چیزهای پیش پا افتاده کم تر گرفته می شود و معلم با مشکلات کم تری مواجه می شود.

 

 

وقتی که در کلاس درس حاضر می شوید تمرکز خود را فقط بر روی یادگیری مطالب بگذارید و نه چیز دیگر.

همیشه سعی کنید قبل از کلاس، خوب غذا بخورید. تمام وسایلی را که لازم دارید با خود سرکلاس بیاورید.

 

یکی از چیزهایی که باعث درک مطلب بهتر دروس می شود نکته برداری از صحبت های معلم است. سعی کنید مطالب مهم و کلیدی را یادداشت کنید و برای خود از هر درسی یک جزوه درست کنید. نکته برداری و مطالعه آن ها کمک شایانی در فراگیری مطلب به شما می کند.

 

دانش آموزان زرنگ چه کار می کنند؟

 

 گاهی اتفاق می افتد که به علت بیماری و یا مشکلی نتوانید در یک کلاس درس حضور یابید.

در چنین حالتی تکلیف چیست؟

بهترین کاری که می توانید انجام دهید، این است که در شروع سال تحصیلی سعی کنید شماره تلفن حداقل دو نفر از همکلاسی های خود را داشته باشید تا در مواردی که مشکل دارید و نمی توانید در کلاس حاضر شوید، با تلفن زدن به دوستان خود از اوضاع و احوال کلاس باخبر شوید و مطالبی را که لازم است یاد بگیرید و یا مطالعه کنید را از آن ها بپرسید.

درنظر داشته باشید که کمتر معلمی پیدا می شود که یک درس را دوباره برای شما که غایب بودید تدریس کند.

اگر شما کمی خجالتی هستید و با کسی زیاد صحبت نمی کنید، بهتر است برای مواقع ضروری هم که شده شماره تلفن تعدادی از همکلاسی های خود را داشته باشید و از آن ها کمک بگیرید.

 

دانش آموزان زرنگ چه کار می کنند؟

 

اگر در درسی تکلیفی برای انجام دادن دارید، در انجام دادن آن درنگ نکنید و در حقیقت کار امروز را به فردا نیندازید.

 

ممکن است بعداً برای شما مشکلی غیرقابل پیش بینی اتفاق بیفتد و نتوانید تکلیف خود را به درستی و به دقت انجام دهید.

اگر می خواهید شاگرد زرنگ و خوبی باشید و بهترین نمره را نیز کسب کنید پس باید با پشتکاری زیاد و یک برنامه ریزی خوب کارهای خود را انجام دهید.

اگر در درسی با مشکل مواجه شدید، آن مشکلات را به حال خود نگذارید و به سادگی از آن ها نگذرید. سعی کنید مشکلات درسی را با کمک معلم و یا دوستانی که دراین زمینه تبحر دارند برطرف کنید. در حقیقت نابرده رنج گنج میسر نمی شود.

 

 

شاگرد خوب معمولاً فقط به کتب درسی اکتفا نمی کند و سعی نمی کند که کتاب های متفرقه مربوط به درس مورد نظر را نیز مطالعه کند. اگرچه عده ای از دانش آموزان به ابتکار زیاد رغبت نشان نمی دهند، ولی مطالعه اضافی کتب دیگر، کمک زیادی به درک و فهم مطالب دروس شما خواهد کرد.

یکی دیگر از کارهایی که شاگردان خوب و موفق انجام می دهند، این است که این دسته از افراد، قبل از این که معلم بخواهد سرفصلی را تدریس کند، آن ها این دروس را خوب مطالعه می کنند و با آمادگی کامل سرکلاس می روند.

این افراد با ابتکارشان درحقیقت با حضور در کلاس فقط اشکالات خود را برطرف می کنند و به خوبی در درس موردنظر اشراف پیدا می کنند.

 

 

زمانی که کاری را به صورت گروهی انجام می دهید،

تمام تلاش خود را به کار گیرید تا یک عضو خوب در گروه خود باشید.

 

 

کار را به نحوی انجام دهید که گویا خود به صورت انفرادی باید این کار را انجام بدهید. ایده ها و نظرات خود را با جمع مطرح کنید و در انجام تکالیف نیز جدی باشید.

در کار گروهی از زیر کار در نروید. اگر کسی درجمع پیدا شود و مدام بگوید که «من برای این که طرح و ایده ای ندارم و فکر می کنم شما بهتر از من هستید و...» این فرد با مطرح کردن این صحبت ها درحقیقت می خواهد از انجام دادن کارشانه خالی کند و تنبلی خود را به اثبات برساند.

توجه داشته باشید که درکار گروهی باید یاد بگیرید که نظر جمع مهم است و نه فرد. اجازه ندهید که عده ای افکار خود را به شما و دیگران تحمیل کنند. درکار گروهی به افکار و عقاید دیگراعضاء احترام بگذارید و با سازش و مصالحه با یکدیگر فعالیت کنید وکار خود را به پایان برسانید.

 

 

 همیشه سعی کنید از اشتباهات خود درس بگیرید و نسبت به آن ها بی تفاوت نباشید. گاهی اوقات معلم درپای برگه امتحانی شما نکاتی را ذکر می کنند که شما باید این ها را جدی بگیرید و درپی رفع اشکال آن ها باشید.

به عنوان مثال اگر معلمی در درس زبان درپای برگه شما می نویسد:
«از گرامر بهتری استفاده کنند» یعنی که شما در درس گرامر مشکل دارید و باید در این زمینه تمرین و مطالعه بیشتری داشته باشید. اگر معلم به شما می گوید «کار شما عالی است و نتیجه گیری شما ضعیف است» این بدان معنا است که در زمینه جمع بندی مطلب و نتیجه گیری موضوع دقت بیشتری باید داشته باشید.

همیشه ازخود سۆال کنید که اشتباه من چه چیزی بود که در درس مورد نظر نتوانستم نتیجه خوبی را کسب کنم؟ «گاهی اوقات شما در امر یادگیری زحمت می کشید ولی مسیر درستی را انتخاب نمی کنید و با مشکل مواجه می شوید. هیچ گاه از تلاش و کوشش دست برندارید. از اشتباهات خود درس بگیرید امیدوار باشید وسعی کنید درجلسات بعد بهترین باشید. معلم بهترین کسی است که در زمینه رفع اشکالات می تواند به شما کمک کند.

 

دانش آموز خوب نه تنها باید در درس و تحصیل نمونه باشد. بلکه باید در رفتار با دیگران نیز خوب و نمونه باشد واخلاق پسندیده داشته باشد.

 

دانش آموزان زرنگ چه کار می کنند؟

 

سعی کنید مشکلات خانه را با خود به مدرسه نیاورید و با دیگران خوش برخورد باشید و رفتار پسندیده و نیکو داشته باشید. در امر تحصیل اگر کمکی از دستتان برمی آید به دوستانی که مشکل دارند کمک کنید.

 

 

دانش آموزان خوب در یادگیری مطالب و درک و فهم آن ها از شیوه های متفاوتی استفاده می کنند. شما نیز با کمی دقت می توانید یادگیری خود را بهبود بخشید. گاهی اوقات دانش آموزان یادداشت برداری می کنند.

گاهی اوقات برای خود نمودار و یا الگو رسم می کنند و گاهی اوقات نیز عده ای با یاد دادن مطلب مورد نظر به دیگران، درس خواندن و درک مطلب خود را بهبود می دهند.

 

 

به یاد داشته باشید که هیچ گاه فقط برای کسب نمره درس نخوانید. در درجه اول سعی کنید برای یادگیری مطلب، آن را بخوانید. فقط به فکر نمره نباشید. بجای بحث و جدال بامعلم خود که چرا شما بهترین نمره کلاس را نگرفته اید؟

بهتر است از خودتان سوال کنید  « چه طور می توانید دروس را بهتر مطالعه کنید و آن ها را یاد بگیرید تا با تلاش و پشتکار خودتان بهترین نمره را نیز کسب کنید.»

نمایه نکات ادبی فارسی نهم

 نمایه نکات ادبی فارسی نهم

                  

نمایه نکات ادبی فارسی نهم

درس اول

یادآوری : تشبیه ، جان بخشی ، مراعات نظیر

درس سوم

پرسش انکاری

درس هفتم

تخلص

درس هشتم

 

تضاد

درس دهم

تلمیح

 درس سیزدهم

 ردیف

 

نمایه نکات زبانی فارسی نهم

 

                                     نمایه نکات زبانی فارسی نهم

 

نمایه نکات زبانی فارسی نهم

 

 

 

 

درس دوم

 

 

وابسته های گروه اسمی 1

وابسته های پیشین

 

 

  •    صفت اشاره
  •    صفت پرسشی
  •     صفت تعجبی
  •     صفت مبهم

درس چهارم

 

 

وابسته های گروه اسمی 2

 

صفت های سنجشی

(صفت برتر و برترین)

درس ششم

 

گروه فعلی 1

 

حال اخباری – التزامی مستمر

درس نهم

 

گروه فعلی 2

 

گذشته ساده -  گذشته نقلی

درس یازدهم

گروه فعلی 3

 

گذشته استمراری –گذشته  مستمر

درس دوازدهم

گروه فعلی 4

 

گذشته بعید – گذشته التزامی

درس چهاردهم

 

قید

 

 

درس شانزدهم

 

واژه سازی

  •     ساده
  •   مشتق
  •   مرکب

دانلود پاورپوینت مبحث جناس

دانلود پاورپوینت مبحث جناس

 

 

پاور درس دوم   عجایب صنع حق تعالی

 

 

درس دوم

مختصری درباره شبه جمله ها، منادا و اصوات

مختصری درباره شبه جمله ها، منادا و اصوات

معمولا ما جمله ها را با فعل می شناسیم؛ امّا گاهی در شمارش تعداد جمله ها با جمله های بی فعل نیز برخورد می کنیم، از این نظر جمله ها دو گونه اند:

1. جمله های معمولی ( با فعل )

2- جمله های استثنایی ( بی فعل )

در مباحث دیگر درخصوص جمله های معمولی و نهاد و گزاره مطالبی خواهیم نوشت. به جهت آشنایی و تشخیص درست جمله ها در این مجال به بحث انواع جمله های بی فعل ( استثنایی ) می پردازیم:

انواع جمله های استثنایی ( بی فعل )
1- یک جزیی : سلام ، آفرین ، افسوس ، آه و...

2- دو جزیی : شب به خیر ، توقّف ممنوع ، درود بر شما ، دو دو تا  چهار تا  و...

3- سه جزیی: علم یعنی دانایی ، جوان یعنی آینده و...

از آن جایی که تقسیم بندی فوق با آموخته های شما  دانش آموزان منطبق نیست ، به همین خاطر در مقوله دیگر این ها توضیح می دهیم:

شبه جمله و اصوات

ما هنگامی که احساسات و حالات درونی خود را ابراز می داریم و به نشان دادن غم ها ، شادی ها، حسرت ، درد، تأسّف و ... می پردازیم از کلمات و اصواتی خاص استفاده می کنیم که بیانگر این حالات درونی ما و نشانگر عواطف ما هست ؛ مانند:

آفرین ، به به ، افسوس، آخ ، وای و... . شبه جمله از آن جایی که معنی جمله می دهند و امّا برخی از ویژگی های جمله را دارا نیستند، شبه جمله نامیده می شوند.

اصوات نیز گاهی مستقلا در موردش بحث می شود که در سنوات آینده به صورت تخصّصی با آن ها آشنا خواهید شد.

اقسام شبه جمله    

شبه جمله ها را از جهت معنی به انواعی تقسیم می کنند .

1 – شبه جمله امید و آرزو و دعا :    کاشکی ، کاش ، ای کاش ، آمین ، ان شاءالله

2 – شبه جمله تشویق و تحسین:

آفرین ، بارک الله ، مرحبا ، احسنت ، ماشاءالله ،خوشا ، به به 

3 – شبه جمله درد و تاسف:

آه ، درد ، دریغا ، دریغ ، دریغ و درد ، ای داد ، داد ، فریاد ، فغان ، وای ، افسوس

4 – شبه جمله تعجب :

به ، وه ، اوه ، عجب ، چه عجب ، عجبا ، شگفتا

5 – شبه جمله تنبیه و پرهیز :   

امان ، الامان ، مبادا ، زنهار ، زینهار ، هان                                                       

6 – شبه جمله امر:  

خفه ، خاموش ، ساکت  ، بسم الله                                                            

7 – شبه جمله احترام و قبول :    

چشم ، به چشم ، ای بچشم ، بله قربان

8 – شبه جمله جواب و تصدیق: 

بله ، آری ، ای ، ای والله                                                                             

نمونه هایی از شبه جمله ها در کتاب فارسی هفتم:

1- « کاش ، روزی به کام خود برسید ». ( دو جمله )   صفحه 14

2- « فدای تو ، روله شیرینم ».   صفحه 41

3- خوب، راست می گویم دیگر ، نه ؟  ( 3 جمله )  صفحه 50

4- گفت: ان شاء الله دفعه دیگه. ( 3 جمله)  صفحه 80

5- سلام بر همه شماها. صفحه 85

6- آفرین بر تو پسر باهوش ! از کجا فهمیدی ؟ ( 2 جمله) صفحه 91

و ...

ندا و منادا

در فارسی ششم ابتدایی در یادآوری درس 12 با ندا و منادا آشنا شدید:

حروف ندا و منادا

حروف ندا : ای – یا – ایا –« ا » در آخر اسم، آهای ، با تغییر آهنگ

 ای دوست: ای( حرف ندا ) دوست( منادا) ، آیا سرمین من ، شهریارا، آهای محسن، رضا،

منادا  كلمه ای كه با حروف ندا یا با تغییر آهنگ مورد خطاب قرار گیرد ؛ یعنی صدا زده شود.

از آن جایی که در ندا چنین معنی می شود: ای دوست، ؛ یعنی ای دوست با تو هستم. پس هنگام معنی در حکم یک جمله هست و یک جمله محسوب می گردد.

نكته 1: حروف ( ای – یا – ایا – ا ) قبل از كلمه منادا و حرف « ا » بعد از  كلمه منادا می آید.
نكته 2 : گاهی منادا بدون حرف ندا می آید.( حرف ندا محذوف )

 مثال : خدای بزرگ كمكم كن. ←←← ای خدای بزرگ كمكم كن.

نمونه هایی از منادا در فارسی هفتم:

1- بچه ها، آرزوی من این است( 2 جمله ) صفحه 14

2- منتظران بهار ، فصل شکفتن رسید. ( 2 جمله) صفحه 29

3- روناکم، روناکمهه ژار ... هه ژار ! ( 4 جمله )صفحه 42 

4- مادر ، ای کهکشان آینه ها. ( دو جمله ) صفحه 59  و...

5- گفتم : « ای تن ، رنج از بهر خدای بکش » .( 3 جمله) صفحه 67

و...

خود ارزیابی

بیت های زیر را بازگردانی کنید و ندا و منادا و جمله های بی فعل را مشخّص کرده و تعداد جملات را بنویسید:

ای مرغک خرد زآشیانه        پرواز کن و پریدن آموز

تا کی حرکات کودکانه؟       در باغ و چمن چمیدن آموز

رام تو نمی شود زمانه       رام از چه شدی؟ رمیدن آموز

مندیش که دام هست یا نه      بر مردم چشم دیدن آموز

شو روز به فکر آب و دانه         هنگام شب آرمیدن آموز

پروین اعتصامی ( صفحه 94 ، فارسی هفتم)

پایان

موفق باشید

عید فطر مبارک