واژه عشق
زیباترین واژه ی زبان پارسی که تا چندی پیش همه آن را عربی می دانسته اند و در سرود و ادب پارسی و به ویژه عرفان ایرانی جایگاهی بلند و برجسته دارد واژه ی « عشق» است .
این واژه ریشه ی آریایی دارد و پیشینه ی آن بدین گونه است :
واژه ی « عشق » از -iška اوستایی به چم : خواست ، خواهش و میل ریشه میگیرد ؛ که آن نیز با واژهی اوستایی -iš به چم : خواستن ، میل داشتن ، آرزو کردن و جستجو کردن یا جوییدن پیوند دارد.
واژهی اوستایی -iš دارای جدا شدههای زیر است :
-aēša : آرزو ، خواست ، جستجو
Išaiti : میخواهد ، آرزو میکند
-išta : خواسته ، دوست
-išti : آرزو ، آرمان
پسوند ka- نیز که در -iška اوستایی وجود دارد کاربرد بسیار دارد و برای نمونه در واژههای زیر دیده میشود :
mahrka- مرگ
-araska : رشک ( حسد )
-aδka : جامه ، ردا ، روپوش
-huška : خشک
-pasuka : چهارپا ، ستور
-drafška : درفش
-dahaka : گزنده ، آژیدهاک
...