تصویر نویسی

تصویر نویسی 

        دانلو د  pdf نمونه تصویر نویسی 

بیاموزیم

بیاموزیم  

     اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران                     بیاموزیم      

همزه(ء) یکی از سی و سه حرف الفبای زبان فارسی است و هرچند به ( ی ) میانجی کوچک ( ء ) شباهت دارد  امّا مستقل از آن است و این دو حرف در ترکیباتی مانند (( ارائهء گزارش و اسائهء  ادب )) در کنار هم دیده می شوند. در املای آنها بهتر است به جای ( ی ) میانجی کوچک ( ء ) شکل بزرگ آن را به کار ببریم تا موجب بدآموزی نشود. (( ارائهی گزارش و اسائه ی  ادب ))

 

در خطّ فارسی علاوه برسی و سه حرف الفبای زبان فارسی از نه نشانه ی خطّی دیگر استفاده می شود  که استفاده ازآنها محدود است زیرا خطّ فارسی نشانه گذاری نمی گردد امّا از میان آنها مد ، تشدید و تنوین نصب ( ------- ) بیشتر کاربرد دارند و ازبقیّه ی نشانه ها هنگامی استفاده می کنیم که رعایت نکردن آنها موجب ابهام و بدفهمی شود. مانند او مآل اندیش است ( عاقبت نگر ) چنانچه بنویسیم او مال اندیش است ( ثروت اندیش ) تفاوت معنایی پیدا خواهد کرد .

این حروف ۳۳گانه، دارای حالت‌های متفاوت نوشتاری‌اند. یک حرف یا یک شکلِ یکسان از یک حرف ممکن است نمایندهٔ چند , متفاوت باشد (مانند شکل: «ا»، از گروه «الف» که نمایندهٔ مصوت بلند ـا (مانند «باد» و «زاد») و هم صامتِ «همزه» (مانند «ابر» و «امروز» و «اردک») هر دو می‌تواند باشدحرف همزه در واژگان وام گرفته شده از زبان عربی استفاده می‌شود. )، و برعکس، ممکن است چند حرف متفاوت همگی اشاره به یک واج یکسان داشته باشند (مانند حروف متفاوت: س، ص، ث که همه مشترکاً نشانهٔ واج صامتِ «س» می‌باشند).

 

وابسته های پیشین

 وابسته های پیشین:            

1)صفت اشاره : هرگاه واژه های «این»و «آن»و مشتقات آنها هموابسته های پیشین و پسینراه با اسم و جانشینان اسم ذکر شوند «صفت اشاره» اند. اما اگر بی همراهی اسم و جانشینان آن ذکر شوند «ضمیر اشاره» هستند

 مثال:      این     دوست   از       آن      دوست    بهتر  است

این         از            آن                 بهتراست

 نکته: هرگاه بعد از واژه های اشاره شده مکث کوتاهی شود واژه ی مورد نظر «ضمیر اشاره» است.

   مثال:   این   ،    مجید است             این  پسر   ،خیلی  باهوش است 

 صفات اشاره عبارت اند از :  این، آن، همین ،همان،چنین،چنان ،این چنین ،آن چنان این گونه آن گونه این سان آن سان این طور آن طور  این همه آن همه این قدر آن قدر همین قدر همان قدر این اندازه آن اندازه همین اندازه همان اندازه

 2)صفت پرسشی : هرگاه واژه های «  کدام ،کدامین، چه،چگونه ،چطور، چه جور ،چه سان، چه قدر، چه اندازه ،چه مقدار ،چند، چندم ،چندمین ،هیچ و....»همراه با اسم یا جانشینان اسم بیایند «صفت پرسشی»نامیده می شوند. اما اگر با اسم یا جانشینان آن همراه نباشد «ضمیر پرسشی» هستند.

 مثال:           کدام  کتاب  را دوست داری؟                 کدام را دوست داری ؟

3)  صفت  مبهم: هرگاه نشانه های مبهم « هر،همه،هیچ،فلان، چندین، خیلی، کمی، بسیاری، اندکی ،قدری، برخی، بعضی ،پاره ای، چندان ،...» همراه اسم یا جانشینان اسم ذکر شوند، «صفت مبهم» اندو اگر بدون همراهی اسم و جانشینان اسم ذکر گردند «اسم مبهم» اند.

 مثال:            آن همه مردم    آمدند .

                       همه     آمدند.

نکته:هرگاه « چند، چندین ، هیچ» مفهوم پرسشی داشته باشند دیگر نشانه مبهم نیستند.

                  مثال:           هیچ            عاقلی     را      می شناسی؟

   4) صفت تعجبی: هرگاه واژه های «چه، ،عجب،چقدر» همراه اسم یا جانشینان اسم باشند«صفت تعجبی» هستند و اگر به تنهایی ذکر گردند «ضمیر تعجبی» اند.

 مثال:     چه کار خوبی کردی !

                  چه کردی ! 

 5) صفت شمارشی: الف)صفت شمارشی اصلی: هر گاه اعداد یک تا بی نهایت با اسم یا جانشینان اسم همراه گردند ، «صفت شمارشی» اصلی اند و اگر به تنهایی ذکر شوند «ضمیر شمارشی»اند 

 مثال   :     یک           روز       پیشت می آیم  

ب) صفت شمارشی ترتیبی: صفتی است که با لفظ «-مین» یا «-م» همراه است . صفتی که با «_مین» همراه می شود  وابسته پیشین و صفتی که با « -م» همراه می شود وابسته پسین است.

 مثال:            چهارمین       ماه      از آشنایی    ما    فرا رسید

                      ماه چهارم    فرا رسید

  6) صفت عالی : همه ی صفت هایی که وند «ترین»را به دنبال دارند «صفت عالی» هستند

 مثال:          دیدن   تو   بزرگ ترین (صفت عالی)آرزوی من است

7) شاخص: عناوین و القابی را می گویند که پیش از اسم می  آیند . شاخص ها بی هیچ فاصله ای در کنار هسته قرار می گیرندو خود اسم یا صفت هستند و می توانند در جای دیگری هسته گروه اسمی باشند .

مشهور ترین شاخص ها عبارتند از : آقا ، خانم،استاد، حاجی خواهر، برادر، عمو ،عمه ، خاله، تیمسار، سرلشکر، کدخدا، مهندس ، دکتر ، امام و......

مشهور ترین شاخص ها عبارتند از : آقا ، خانم،استاد، حاجی خواهر، برادر، عمو ،عمه ، خاله، تیمسار، سرلشکر، کدخدا، مهندس ، دکتر ، امام و......

مثال: حاج خانم    سمیرا    از مکه برایمان سوغاتی می آورد .

     حاج خانم  از مکه برایمان سوغاتی می آورد.                                          

نکته 1) :شاخص ها به تنهایی دارای هیچ نقش نحوی ( فاعلی ، مفعولی،مسندی،...) نیستند .

نکته2) اگر عناوین و القاب با کسره ی اضافه (نقش نمای اضافه)همراه باشند، شاخص محسوب نمی شوند بلکه هسته ی گروه اسمی اند مثال:      پدر  مجید آمد   .                                                    

 قواعد هم نشینی وابسته های پیشین :

1.     نزدیک ترین وابسته ی پیشین به هسته در گروه اسمی شاخص است . این وابسته معمولا با اسم های خاص انسان به کار می رود مانند: دکتر زرین کوب

2.     هم نشینی صفت ترتیبی (ـُ مین) با ممیز کاربرد اندک دارد مانند : دومین تخته قالی به فروش رفت .

3.     صفت عالی نمی تواند با ممیز هم نشین شود. مثلا نمی توان گفت :بهترین کیلو پرتقال

4.     اگر صفت تعجبی وابسته ی پیشین باشد،هیچ وابسته ی پیشین دیگری نمی تواند بیاید. مثلا ً نمی توان گفت چه چهار گل زیبایی!

5.     صفت مبهم با صفت شمارشی و صفت اشاره هم نشین می شود . مثال:هرهشت تخته قالی به فروش رفت .

6.     صفت مبهم با صفت پرسشی هم نشین نمی شود مثلا ً نمی توان گفت :چند همه کس آمدند

7.     صفت اشاره دورترین وابسته پیشین به هسته است .مثال: همین هشت قطعه طلا ارزش فراوانی دارد .

 

وابسته های پسین

وابسته های پسین

وابسته های پسین مانند وابسته های پیشین در واقع توضیحاتی است که برای شناساندن بیشتر هسته می آید و به دلیل این که بعد از هسته ( اسم ) قرار می گیرد وابسته ی پسین نام دارد.

وابسته های پسین عبارتند از :

1-     علامت های چمع : ها  -  ان

       مانند : درخت ها   ،  سنگ ها   ،  خانه ها     ، انسان ها  ،  دست ها

                درختان  ،   گیاهان   ، مردمان   ،  دیوانگان   ،  دستان

2-     «  ی  »  نکره .  گاهی حرف  «  ی » بعد از اسم قرار می گیرد و به آن مفهوم  ناشناخته و ناشناس می دهد . یعنی آن اسم را ناشناس می کند ؛ به جمله های زیر دقت کنید:

-         مردی  وارد شد .  _____: مرد ناشناسی وارد شد

-         انسانی که نمی داند کجاست.  ___ : انسان ناشناسی که ...

-         کتابی خریدم.  _____ :  کتاب ناشناسی ...

-         دانشجویی با من حرف زد.  _____:  دانشجوی ناشناسی

نکته : باید دقت داشته باشیم که  « یای » نکره را با انواع دیگر  « ی  » اشتباه نگیریم ، مثلاً:

ی  به معنی  « تو »  یعنی ضمیر :  رفتی ، گفتی  ، نشستی ، آوردی

ی  به معنی مصدر :  دانشمندی : دانشمند بودن -مردی : مرد بودن                                             ی  به معنی  نسبت : مرد تهرانی  - افکار انسانی 

 ی  به معنی لیاقت : خوردنی  -دیدنی

 ی  خود کلمه :  سینی

3-     صفت شمارشی ترتیبی نوع دوم .

که از عدد اصلی و _ُ م ساخته می شود :

کتاب دوم  ،  نفر سوم  ، کلاس چهارم ، امام هشتم  ،

قرن بیستم  ، بار هزارم 

4-     مضاف الیه : اگر بعد از اسم به کمک نقش نمای اضافه اسم دیگری بیاید ، اسم دوم مضافٌ الیه است و وابسته به اسم قبل از خود می باشد که هسته قرار می گیرد:مثال : 

کتاب  حسن  ،  شهر  کرمانشاه  ،   خانه ی پدر 

دست  تقدیر  ، رنگ نقاشی  ، انگشت  اشاره   

5-     صفت : اگر بعد از اسم ( هسته ) به کمک نقش نمای اضافه صفت قرار بگیرد ، وابسته به اسم می شود :مثال :

دست  توانا  ،  مرد بزرگ  ، مردم  شجاع  ،  رنگ  قرمز ،  دیوار بلند ، آسمان آبی  ، شب  تاریک

چگونه می توانیم ترکیب های اضافی ( مضاف و مضافٌ الیه )  را  از ترکیب های وصفی ( صفت و موصوف )  تشخیص دهیم ؟

الف) بعد از ترکیب ها علامت صفت تفضیلی «  تر  » میگذاریم ، اگر معنی داشت صفت و موصوف است ، ولی اگر معنی نداشت مضاف و مضافٌ اله است . مثال:

 دیوار بلند --------  دیوار بلند تر  :  صفت و موصوف

 دانشمند بزرگ -----دانشمند بزرگ تر :  صفت و موصوف

کشور ایران ------- کشور ایران تر  ( معنی ندارد ) مضاف و مضافٌ الیه

اراده ی خدا -------اراده ی خداتر  ( معنی ندارد )  مضاف و مضافٌ الیه

ب) بعد از کلمه ی اول علامت ویرگول می گذاریم و بعد از کلمه ی دوم فعل « است » قرار می دهیم .اگر معنی نداشته باشد مضاف و مضافٌ الیه است. با کلمه ی «  این » در ابتدای جمله . مثال :

گل زیبا -------------   این گل،  زیبا است .  :  صفت و موصوف

کتاب سبز ----------- این کتاب ، سبز است : صفت و موصوف 

پایه ی میز --------- این پایه ، میز است ( معنی ندارد) مضاف و مضافٌ الیه

کتاب من ---------- این کتاب ، من است ( معنی ندارد ) مضاف و مضافٌ الیه

تسلیت

تسلیت

پروردگارا...

هفته کتاب گرامی

 

«اِقرَاء بِاسمِ رَبِّک الَّذی خَلَق». «بخوان»، این اولین گفته خدا با حبیبش است. «بخوان» تا هدف خلقت به دست آید، تا دین خدا استوار شود، تا آفرینش به هدف خود برسد، بخوان که کتاب، برترین معجزه جاوید آفرینش است.

کتاب‏ها نه فقط مرکبی نوشته شده بر کاغذ هستند ، بلکه گویندگانی هستند که با شنونده خود سخن می‏گویند.  در واقع کتاب‏ها مثل نسیم بهاری باعث طراوت بخشیدن به روح انسان شده و تشنگی روح انسان را سیراب میکنند.    

 چند نکته جالب در مورد فواید کتاب خواندن

 هفته کتاب گرامی

 1- مطالعه یک فرایند فعّال ذهنی است: برخلاف تلویزین، کتاب ها شما را وادار می کنند که از مغز خود استفاده کنید. در هنگام مطالعه، شما بیشتر فکر می کنید و باهوشتر می شوید.

۲-مطالعه پایه های مهارت را می سازد: برای هر موضوعی روی کره ی زمین، کتابی نوشته اند که می توان آن را مطالعه نمود. کتاب خواندن به روشن شدن موضوعات پیچیده کمک می کند.
۳-مطالعه واژگان شناخته شده ی شما را افزایش می دهد:  وقتی که کتاب های سنگین (از نظر مفهومی) را مطالعه می کنید، خودتان را با لغت های جدیدی مواجه می ببنید که در حالت عادی با آنها سر و کار ندارید.
۴-مطالعه به شما این امکان را می دهد که به صورت اجمالی با سایر فرهنگ ها و مناطق آشنا شوید.هرچه اطلاعات بیشتر، بهتر! کتاب ها می توانند افق دید شما را با ارایه ی آنچه این مناطق برای دیدن دارند به شما، گسترش دهند.
۵-مطالعه تمرکز را افزایش می دهد:  مطالعه ی کتاب از قوای ذهنی بهره می برد. این باعث می شود که شما در بلند مدت روی آنچه مطالعه می کنید تمرکز کنید. برخلاف مجلات، مقالات اینترنتی یا ایمیل ها که ممکن است حاوی بسته های اطلاعاتی کوچکی باشند. کتاب ها همه ی ماجرا را بیان می کنند. از آنجایی که شما برای مطالعه مجبورید تمرکز کنید، مانند ورزش کردن، تمرکز خود را ورزیده تر می کنید.
۶-مطالعه باعث ایجاد اعتماد به نفس می شودبا مطالعه ی کتاب های بیشتر، آگاهی و تجربه ی شما در رابطه با مطالبی که می خوانید بیشتر می شود. از آنجایی که شما خوب مطالعه می کنید، دیگران برای دریافت پاسخ سوالات خودشان مجذوب شما می شوند. این باعث می شود که شما احساس بهتری نسبت به شخصیت خود داشته باشید.
۷-مطالعه حافظه را تقویت می کندتحقیقات نشان می دهند که اگر شما از حافظه تان استفاده نکنید، آن را از دست خواهید داد. جدول کلمات متقاطع نمونه ای از بازی هایی است که می تواند آلزایمر را کاهش دهد.
۸-مطالعه انضباط فردی را افزایش می دهدهمه ی ما به اهمیت مطالعه واقفیم و می دانیم که باید مطالعه را در برنامه ی روزانه ی خود بگنجانیم. ما برای مطالعه زمانبندی و برنامه طراحی کنیم، همین باعث افزایش انضباط ما می شود.
۹-مطالعه به ما این امکان را می دهد که همه جا مطلب بیاموزیم:کتاب ها قابل حمل هستند. از آنجایی که شما می توانید کتاب ها را با خود به هر کجا که می خواهید ببرید، می توانید هر جا که باشید، مطلب بیاموزید.
۱۰-مطالعه خلاقیت را افزایش می دهدبا مطالعه ی کتب بیشتر و قرار دادن خود در معرض اطلاعات کاملتر، می توانید سطح خلاقیت خود را افزایش دهید. مغز شما می تواند مطالب کتاب های مختلف را برای دستیابی به راه حلی جدید برای یک مساله با هم ترکیب کند.
۱۱-مطالعه این امکان را به شما می دهد که در رابطه با موضوعی صحبت کنید شما می توانید درباره ی مضامین ادبی که در رمانی خواندید صحبت کنید و یا اطلاعات علمی که از کتاب های علمی آموخته اید را بیان کنید.


۱۲-مطالعه ی کتاب سرگرمی ارزانی است توجه داشته باشید که کتاب هایی را بخرید که به موضوع آن علاقه داشته باشید.
۱۳-مطالعه این امکان را به شما می دهد که به اختیار خود مطلب بیاموزید: شما باید هر روز ساعت ۸ صبح تا ۱۴ بعد از ظهر، در مدرسه حاضر شوید و درس بیاموزید. ولی مطالعه ی کتاب این امکان را به شما می دهد که مطالب مورد علاقه خود را در هر زمانی که دوست دارید بیاموزید.
۱۴-مطالعه مشارکت ذهنی جدید ایجاد می کند: هر چه شما کتاب های بیشتری مطالعه می کنید، عمق و پهنه ی آگاهی شما گسترش پیدا می کند و قابلیت شما برای مشارکت با دیگران بیشتر می شود.
۱۵-مطالعه قوای استدلال شما را افزایش می دهد:  یعنی وقتی زیاد مطالعه کنید، قادر خواهید بود با استفاده از دلایلی که دارید، انجام یا عدم انجام کاری را بررسی کنید و به بهترین نتیجه برسید.

۱6-مطالعه باعث می شود که اشتباهاتمان کاهش پیدا کند با کمک کتاب شما می توانید خرد عمیق و وسیعی بدست آورید و اشتباهات کمتری مرتکب شوید.
۱7-در حین مطالعه شما با مطالب غافلگیر کننده ای روبرو می شویدوقتی شما کتاب ها را به عنوان منابع اطلاعات مطالعه می کنید، ممکن است چیزهایی بیاموزید که اصلاً بدنبال آنها نبوده اید. به طور کلّی این غیر ممکن نیست که مسایل خارج از موضوع کتاب را در یک کتاب بیابیم.
18-مطالعه کسالت را کاهش می دهد: هر وقت که احساس کسالت کردید، فقط کافی است که یک کتاب با موضوع مورد علاقه ی خود را بردارید و بخوانید. خواهید دید که کسالت شما بر طرف می شود.
19-مطالعه می تواند زندگی شما را عوض کند: چند بار شنیده اید که فردی با خواندن یک کتاب زندگی اش عوض شده باشد؟ این حقیقتی انکار ناپذیر است که کتاب ها بر روی انسان تغییرات مختلفی می گذارند و گاهی موجب تغییر زندگی انسان می شوند.
۲0-مطالعه استرس را کاهش می دهدبسیاری از خوانندگان حریص تنها با خواندن کتاب آرام می شوند.. اگر شما واقعاً آرامش می خواهید تلویزیون و کامپیوتر را خاموش کنید و یک کتاب دستتان بگیرید و بخوانید.
۲1-مطالعه شما را از مضرّات دنیای دیجیتالی دور می کند: اگر از چراغ های چشمک زن و صدای بوق و زنگ های دیجیتالی خسته شده اید یک کتاب بخوانید. وقتی یک کتاب خوب برای خواندن پیدا کنید، خود را غرق در مطالعه خواهید یافت و دیگر درگیر مسایل پیرامون نخواهید بود.

۲3-مطالعه ی کتاب همیشه از تماشای فیلم بهتر است.

                                                                          موفق باشید 

مناسبت های ادبی

 

مناسبت های ادبی

هشتم مهرماه

بزرگداشت مولوی

بیستم مهر

بزرگداشت حافظ

بیست و چهارم آبان

روز کتاب و کتاب خوانی و کتابدار

پنج اسفند

روز خواجه نصیر طوسی

هفتم اسفند

درگذشت علی اکبر دهخدا

هجده اسفند

درگذشت سید جمال اسدآبادی

بیست فروردین

روز هنر انقلاب اسلامی (شهادت مرتضی آوینی)

بیست و پنج فروردین

روز بزرگداشت عطار

یازده اردیبهشت

روز بزرگداشت سعدی

سه اردیبهشت

بزرگداشت شیخ بهایی

بیست و پنج اردیبهشت

بزرگداشت فردوسی

چهارده تیر

روز قلم

هجده تیر

روز ادبیات کودک و نوجوان

هفده مرداد

روز خبرنگار

 

 

 

تفاوت متمم قیدی و فعلی به زبان ساده

 

دستور زبان فارسی(قید)

 

متمم چیست ؟

پاسخ : به کلماتی که پس از حروف اضافه  ( حروف اضافه ی پرکاربرد : به ـ با ـ بی ـ از ـ در ـ برای ـ درباره ی ـ اندر  ) می آیند و معنای جمله را تمام می کنند متمم می گویند . پس فعل جمله به آن ها نیاز دارد و بدون آن جمله ناقص است . به این نوع متمم ، متمم فعلی یا اجباری نیز می گویند .

مثال برای متمم فعلی یا اجباری :            او از دروغ می پرهیزد .

حال اگر از دروغ را حذف کنیم ، جمله ناقص می شود و مشخص نیست که او از چه می پرهیزد .

در برابر این متمم ، یک نوع متمم دیگر نیز وجود دارد که ظاهراً شبیه به متمم اجباری است ، امّا در معنی اختیاری است . یعنی فعل جمله به آن نیاز ندارد و وجودش اختیاری است که آن را متمم قیدیمی نامند . متمم های قیدی از نوع قید های نشانه دار هستند ، یعنی با شباهتی که به متمم فعلی دارند ،  قابل شاسایی هستند .

مثال برای متمم اختیاری : علی از خانه برای خرید به بازار رفته است . در این جمله سه متمم وجود دارد که هر سه قابل حذف هستند .

به جمله ی زیر دقت کنید :

علی  به  تیم فوتبال  پیوست . اگر این متمم را حذف کنیم ، جمله ناقص می شود . 

اکنون به جمله ی زیر دقت کنید :

علی  رفت . این جمله به متمم نیاز ندارد و کامل است . چرا ؟

زیرا می توان برای فعل رفت متمم هایی با حروف اضافه ی گوناگون آورد . یعنی می شود گفت : بهکجا رفت ؟ با چه کسی رفت ؟ برای چه رفت ؟

هرگاه بتوان برای فعلی متمم با حروف اضافه ی متعدد و مختلف آورد ، آن فعل نیازی به آن متمم ندارد و آن متمم قیدی نام دارد . 

متمم هایی که فعلی هستند ، یعنی فعل در آن جمله ها یک حرف اضافه ی اختصاصی دارد .

مثال : نازیدن ( نازیدن به )  او به ثروتش می نازد .

او به دین اسلام گروید . ( گرویدن به )

او با حریف در آویخت . ( درآویختن به )

این راز در سینه نمی گنجد . ( گنجیدن در ) مثلاً نمی توان گفت که ، این راز با سینه نمی گنجد ـ به سینه نمی گنجد ـ برای سینه نمی گنجد . بقیه ی مثال ها هم با همین معیار قابل بررسی هستند . 

 

انواع صفت درزبان فارسی

 

 صفت

تعریف: صفت، کلمه ای است که حالت و چگونگی اسمی را ازقبیل رنگ، شکل، اندازه، مزه، جنس، نسبت و امثال آن بیان می کند. مانند: مرد کوچک- دانش آموزتنبل- درخت تنومند. دراین مثالها به کلمه های اول (مرد- دانش آموز- درخت) موصوف گفته می شود و به کلمه های دوم (کوچک- تنبل- تنومند) صفت گفته می شود. اغلب صفت را بعد از موصوف می آورند و به ندرت اتفاق می افتد که صفت را پیش از موصوف بیاورند. مانند: هوشنگ خوب پسری است. گاه بین صفت و موصوف یک فعل قرار می گیرد. مانند: او دختری است دانا. گاهی اتفاق می افتد که "ی" نکره با صفت و موصوف همراه می گردد که این"ی" زمانی به موصوف و زمانی به صفت متصل میگردد. مانند: داستانی دلپذیر- جوانی دلیر- قصه ای شیرین. یا: داستان دلپذیری- جوان دلیری- قصه شیرینی.

نکته1: در موقع افزودن موصوف به صفت در وقت خواندن، "کسره ای" به آخر موصوف می دهند و سپس صفت را به آن می افزایند. مانند: چشم سیاه- زن دانا و... ولی گاه به اسمهایی بر می خوریم که که در آخر آنها "الف" یا "و" است و این دو حرف کسره پذیر نیستند در این صورت ابتدا حرف "ی" به آخر اینگونه اسمها می افزاییم و سپس صفت را می آوریم. مانند: خدای بخشنده- موی سیاه- روی زیبا.

نکته2- گاه یک اسم ممکن است چند صفت داشته باشد که هنگام بیان صفتها برای چنین موصوفی یا باید کسره را به آخر هر صفت اضافه کنیم یا بکمک حرف ربط "و" صفتها پشت سر هم آورده شوند. مانند: دوست عزیز خوب با محبت من. یا: دوست عزیز و خوب و با محبت من.

 

نکته4- گاهی اینقدر این صفتها جانشین موصوف خود شده اند که  دیگر حالت ومعنی وصفی خود را از دست داده اند، و بیشتر در معنای اسم بکار می روند. مانند: نویسنده- اخترشناس- مالک- فرماندار- استاندار.

3-1- اقسام صفت:

1- صفت مطلق          4- صفت فاعلی           7- صفت تفضیلی

2- صفت جامد            5- صفت مفعولی         8 - صفت عالی

3- صفت مشتق         6- صفت نسبی           9 - صفت ساده       10- صفت مرکب

1- صفت مطلق؛ یا ساده آنست که حالت موصوف خود را بطورمطلق بفهماند. ماندد: گل سرخ- کتاب بزرگ- زن پارسا- خدای مهربان- کبوتر سفید- چشم سیاه.

2- صفت جامد؛ آنست که از کلمه ای دیگر مشتق نشده باشد، (از ریشه فعل گرفته نشده باشد). مانند: خوب- بد- تلخ- سیاه- سفید- کوتاه- دراز- روشن- تیره.

3- صفت مشتق؛ آنست که از ریشه ی کلمه ی دیگری(ریشه فعل) گرفته شده باشد. مانند: دونده- توانا- آموزگار- پرستار- نمودار.

4- صفت فاعلی؛ آنست که بر کننده کاری یا دارنده حالتی دلالت نماید. مانند: دانا- شنونده- ستمگر- سوزان- راننده- دوان. نشانه های صفت فاعلی در زبان فارسی بدین گونه است:

-نده : که به آخر فعل امر اضافه می شود مانند: گوینده- شنونده- خواننده- دونده- رونده  حزن آور- زورگو- خطابین- دانشجو- وطنخواه- سختگیر

-ان : که این نیز به آخر فعل امر می آید وغالبا جنبه قیدی دارد و نه صفت ولی گروهی نیز آنرا صفت حالیه گفته اند. مانند: گریان- خندان- پرسان.

-الف: که این نیز به آخر فعل امرافزوده می گردد و صفت یا حالتی را برای شخص یا چیزی بطور همیشگی بیان می نماید. مانند: دانا- بینا- شنوا- گویا. درعربی به این صفتها، صفت مشبهه گفته می شود.

-ار: در آخر فعل ماضی و امر: پرستار- نمودار- خواستار- خریدار

- گار: درآخر فعل ماضی وامر: آموزگار- آفریدگار- پروردگار

-کار: در آخر اسم اضافه می شود: ستمکار- فراموش کار

- گر: که این نیز به آخر اسم اضافه می شود: ستمگر- کارگر- بیدادگر

5-صفت مفعولی؛ که به آن اسم مفعول نیز گفته می شود. آنست که برشخص یا چیزی که فعل بر آن واقع شده است دلالت نماید:  زده- گفته- دست پخت- نازپرود- خواب آلود. نشانه ی صفت مفعولی" ه " است مانند: زده- گفته- رفته- که گاه "شده " نیز به آخر اضافه می شود: زده شده- گفته شده

 6- صفت نسبی؛ آنست که کسی یا چیزی را به کسی یا چیزی یا محلی نسبت دهند. مانند: تبریزی- بلورین- پشمین- پشمینه- انسانی- مهتابی- اردبیلی- سیمین- سیمینه- ساروی- رازی. نشانه های صفت نسبی:

- ی : مانند: الهی ( لطف الهی بکند کار خویش/ مژده رحمت برساند سروش)

- ین : مانند: سیمین (پادشاهی پسر به مکتب داد / لوح سیمینش درکنار گذارد / برسرلوح او نبشته به زر/ جور استاد به زمهر پدر)

- گان : مانند: گروگان- دهگان- مهرگان

 : مانند: دوروزه-صده - دهه  - هزاره (غم زمانه که هیچش کران نمی بینم / دواش جز می چون ارغوان نمی بینم)

- ینه : مانند: پشمینه- زرینه- سیمینه(شرممان باد زه پشمینه ی آلوده ی خویش)

-انه : مانند: زنانه- مردانه- عاشقانه- جانانه( قانع به خیالی زتو بودیم چو حافظ /  یارب چه گدا همت و شاهانه نهادیم)

7- صفت تفضیلی(برتر): به صفتی گفته می شود که بوسیله ی آن موصوف با یک یا چند فرد هم نوع خود سنجیده می شود. نشانه آن در زبان فارسی " تر" است، که به آخر صفت ساده(مطلق) آورده می شود. مانند: خوبتر- قشنگتر- پس از صفت تفضیلی معمولا حرف اضافه ی " از" آورده می شود مانند :( زمین گشت روشن تر از آسمان). ولی گاهی به جای "از" کلمه های "که" و "تا" آورده می شود (به نزدیک من صلح بهتر که جنگ)، (بمیرم بهترتا درامتحان موفق نشوم). صفتهایی مانند: به- مه- که- کم وبیش، بدون داشتن علامت "تر" می توانند صفت تفضیلی باشند. (غم حبیب به که گفتگوی رقیب/ که نیست سینه ی ارباب کینه محرم راز). 

 8- صفت عالی(برترین): صفتی است که برتری موصوف خود را بر تمام افراد همنوع و همجنس خود برساند. نشانه ی آن در زبان فارسی"ترین" است. زیباترین  باهوش ترین- داناترین.

9- صفت ساده: آنست که یک کلمه و بدون جزء باشد. مانند: خوب- بد- راست- دروغ

10- صفت مرکب: دارای دوجزء یا بیش تراست. ماندد: خوشقدم- دلتنگ- دور دست- همکلاس- همسفر- دانشمند. صفات مرکب بدین ترتیب حاصل می شوند:

-از دو اسم: سنگدل- گلعذار- پریچهر- راستگو- ماهروی.

- ازفعل امر واسم: مردم آزار- سخن شنو- پندپذیر- خداشناس

-ازاسم وصفت: سربلند- دلتنگ- سرسنگین- دلخوش

-ازقید واسم: دوردست- زیردست- پرگل- کم مایه

-از اسم وعدد: یکدل- دورو- صد زبان

-از اسم و پیشاوند: هم تراز- همسفر- نا مرد

-ازاسم و پسوندها: دانشمند- سخنور- اندوهناک

نکته: به انواع دهگانه صفتهای بالا صفتهای پسین می گویند اما گروه دیگری ازصفت وجود دارد که به آنها صفتهای پیشین گفته می شود به این شرح : 

1- صفت شمارشی: دوپسر

2-صفت اشاره: آن پسر- این خانه- آن گل

3-صفت پرسشی: کدام گل- چه گلی.

یادش گرامی

 

8ابان سالروز درگذشت قیصر امین پور 

سال روز قیص امین پور  گرامی باد

طرحی برای صلح 

شهیدی که برخاک می خفت

سرانگشت در خون خود می‌زد و می‌نوشت

به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ

که بر جنگ

 

ایام عزای حسینی عرض تسلیت و التماس دعا

 

 

 

 عرض تسلیت

سلام ما به محرم، به غصه و غم مهدی
به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی
سلام ما به محرم، به شور و حال و عیانش
سلام ما به حسین و به اشک سینه زنانش…
عرض تسلیت و التماس دعا

انواع صفت

 

 

انواع صفت بیانی :

صفت انواعی دارد که به پنج گروه تقسیم می شوند.

 

1-     صفت بیانی ساده . که علامتی ندارد:

 سفید ، بلند ، خوب ، تند ، خوش مزه  ، بد ،  آرام ، سیاه ،  بزرگ ، شدید

 

2-     صفت مفعولی : ( قبلاً این نوع صفت را خوانده ایم ) که از بن ماضی افعال و «  ه  » ساخته می شود :

 

         نشسته  ،  گفته  ،  آورده  ،  شنیده  ،  رفته  ،  چکیده  ،  خورده

 

مثلاً در ترکیب های زیر : مرد نشسته  ،  حرف های شنیده  ،  آب چکیده

 

3-     صفت فاعلی که از بن مضارع ساخته می شود با سه علامت به قرار زیر:

 

الف) بن مضارع +  ا   :  بینا  ،  گویا  ،  خوانا    ،  شنوا 

چشم بینا  ،  انسان گویا  ،  خط خوانا  ، کودک شنوا  

 

 

ب) بن مضارع +  ان  :  دوان  ،  گریان  ،  خندان  .

 مرد دوان  ،   مردم گریان  ،  دوست خندان   

 

 ج) بن مضارع  +  ََََ نده  :  رونده  ،  گوینده  ،  خواننده  ، راننده  ،  بیننده .

 مسافر رونده  ،  انسان گوینده  ،  شخص خواننده  ،  زن راننده  ،  مرد بیننده .

 

نکته :

گاهی با یک بن مضارع نمی توانیم از هر سه علامت استفاده کنیم و صفت فاعلی یسازیم . مثلاً

خندیدن :  خندا ( غلط است)  خندنده  ( غلط است )  خندان : درست است.

دیدن :  بینا : درست است  ،  بیننده  : درست است  . بینان ( غلط است )

 

 

4 -     صفت نسبی  : از اسم +  ی  ، ساخته می شود

 مثال :  آبی  ، آسمانی  ،  شهری ، محمدی

  رنگ آبی  ، افکار آسمانی  ، رفتار شهری  ، گل محمدی

 

5 -     صفت لیاقت :  از مصدر  +  ی  ، ساخته می شود

 مثال : خوردنی  ،  شنیدنی  ،  دیدنی ، آوردنی  ،  گفتنی .

غذای خوردنی  ،  حرف شنیدنی  ، فیلم دیدنی ، سخنان گفتنی

دانش آموزان زرنگ چه کار می کنند؟

دانش آموزان زرنگ چه کار می کنند؟

دانش آموزان زرنگ چه کار می کنند؟

 

خوب و موفق بودن دانش آموز نه تصادفی است و نه ارتباطی به معلم و دانش آموز دارد. رمز موفقیت این دانش آموزان، پشتکار داشتن در امر یادگیری و رعایت کردن رفتارها و عادات سودبخشی است که به آن ها کمک می کند تا در تحصیل هرچه بیش تر موفق شوند.

 

این رفتارهای سودمند عبارتند از:

 

 

سعی کنید همیشه به موقع در کلاس درس حاضر شوید و چنان چه مسیر شما تا مدرسه دور است از وسیله نقلیه مطمئن استفاده کنید تا بهتر بتوانید زمان خود را تنظیم کنید.

هنگامی که درکلاسی دیر حاضر می شوید تمرکز کلاس و معلم بهم می ریزد. به یاد داشته باشید که همیشه به موقع و زود حاضرشدن درکلاس درس، بسیار سودمندتر از دیر رسیدن است.

 

 

اگر می خواهید صحبت های معلم خود را بهتر بشنوید و تخته را نیز بهتر ببینید در ردیف های جلو بنشینید.

 

 

 برنامه درسی و تیتر مطالبی را که معلم قرار است تدریس کند تهیه کنید.

چنان چه معلم به تدریس درسی می پردازد که اضافه بر سازمان مطالب دیگری را نیز برای شما تدارک می بیند از آن به خوبی آگاه شوید.

برنامه درسی خود را گم نکنید تا هر زمانی که نسبت به برگزاری و نحوه برگزاری کلاسی برای شما سۆالی پیش آمد بتوانید به آن مراجعه کنید.

هنگامی که شما آماده درکلاسی حاضر می شوید وقت معلم نیز برای چیزهای پیش پا افتاده کم تر گرفته می شود و معلم با مشکلات کم تری مواجه می شود.

 

 

وقتی که در کلاس درس حاضر می شوید تمرکز خود را فقط بر روی یادگیری مطالب بگذارید و نه چیز دیگر.

همیشه سعی کنید قبل از کلاس، خوب غذا بخورید. تمام وسایلی را که لازم دارید با خود سرکلاس بیاورید.

 

یکی از چیزهایی که باعث درک مطلب بهتر دروس می شود نکته برداری از صحبت های معلم است. سعی کنید مطالب مهم و کلیدی را یادداشت کنید و برای خود از هر درسی یک جزوه درست کنید. نکته برداری و مطالعه آن ها کمک شایانی در فراگیری مطلب به شما می کند.

 

دانش آموزان زرنگ چه کار می کنند؟

 

 گاهی اتفاق می افتد که به علت بیماری و یا مشکلی نتوانید در یک کلاس درس حضور یابید.

در چنین حالتی تکلیف چیست؟

بهترین کاری که می توانید انجام دهید، این است که در شروع سال تحصیلی سعی کنید شماره تلفن حداقل دو نفر از همکلاسی های خود را داشته باشید تا در مواردی که مشکل دارید و نمی توانید در کلاس حاضر شوید، با تلفن زدن به دوستان خود از اوضاع و احوال کلاس باخبر شوید و مطالبی را که لازم است یاد بگیرید و یا مطالعه کنید را از آن ها بپرسید.

درنظر داشته باشید که کمتر معلمی پیدا می شود که یک درس را دوباره برای شما که غایب بودید تدریس کند.

اگر شما کمی خجالتی هستید و با کسی زیاد صحبت نمی کنید، بهتر است برای مواقع ضروری هم که شده شماره تلفن تعدادی از همکلاسی های خود را داشته باشید و از آن ها کمک بگیرید.

 

دانش آموزان زرنگ چه کار می کنند؟

 

اگر در درسی تکلیفی برای انجام دادن دارید، در انجام دادن آن درنگ نکنید و در حقیقت کار امروز را به فردا نیندازید.

 

ممکن است بعداً برای شما مشکلی غیرقابل پیش بینی اتفاق بیفتد و نتوانید تکلیف خود را به درستی و به دقت انجام دهید.

اگر می خواهید شاگرد زرنگ و خوبی باشید و بهترین نمره را نیز کسب کنید پس باید با پشتکاری زیاد و یک برنامه ریزی خوب کارهای خود را انجام دهید.

اگر در درسی با مشکل مواجه شدید، آن مشکلات را به حال خود نگذارید و به سادگی از آن ها نگذرید. سعی کنید مشکلات درسی را با کمک معلم و یا دوستانی که دراین زمینه تبحر دارند برطرف کنید. در حقیقت نابرده رنج گنج میسر نمی شود.

 

 

شاگرد خوب معمولاً فقط به کتب درسی اکتفا نمی کند و سعی نمی کند که کتاب های متفرقه مربوط به درس مورد نظر را نیز مطالعه کند. اگرچه عده ای از دانش آموزان به ابتکار زیاد رغبت نشان نمی دهند، ولی مطالعه اضافی کتب دیگر، کمک زیادی به درک و فهم مطالب دروس شما خواهد کرد.

یکی دیگر از کارهایی که شاگردان خوب و موفق انجام می دهند، این است که این دسته از افراد، قبل از این که معلم بخواهد سرفصلی را تدریس کند، آن ها این دروس را خوب مطالعه می کنند و با آمادگی کامل سرکلاس می روند.

این افراد با ابتکارشان درحقیقت با حضور در کلاس فقط اشکالات خود را برطرف می کنند و به خوبی در درس موردنظر اشراف پیدا می کنند.

 

 

زمانی که کاری را به صورت گروهی انجام می دهید،

تمام تلاش خود را به کار گیرید تا یک عضو خوب در گروه خود باشید.

 

 

کار را به نحوی انجام دهید که گویا خود به صورت انفرادی باید این کار را انجام بدهید. ایده ها و نظرات خود را با جمع مطرح کنید و در انجام تکالیف نیز جدی باشید.

در کار گروهی از زیر کار در نروید. اگر کسی درجمع پیدا شود و مدام بگوید که «من برای این که طرح و ایده ای ندارم و فکر می کنم شما بهتر از من هستید و...» این فرد با مطرح کردن این صحبت ها درحقیقت می خواهد از انجام دادن کارشانه خالی کند و تنبلی خود را به اثبات برساند.

توجه داشته باشید که درکار گروهی باید یاد بگیرید که نظر جمع مهم است و نه فرد. اجازه ندهید که عده ای افکار خود را به شما و دیگران تحمیل کنند. درکار گروهی به افکار و عقاید دیگراعضاء احترام بگذارید و با سازش و مصالحه با یکدیگر فعالیت کنید وکار خود را به پایان برسانید.

 

 

 همیشه سعی کنید از اشتباهات خود درس بگیرید و نسبت به آن ها بی تفاوت نباشید. گاهی اوقات معلم درپای برگه امتحانی شما نکاتی را ذکر می کنند که شما باید این ها را جدی بگیرید و درپی رفع اشکال آن ها باشید.

به عنوان مثال اگر معلمی در درس زبان درپای برگه شما می نویسد:
«از گرامر بهتری استفاده کنند» یعنی که شما در درس گرامر مشکل دارید و باید در این زمینه تمرین و مطالعه بیشتری داشته باشید. اگر معلم به شما می گوید «کار شما عالی است و نتیجه گیری شما ضعیف است» این بدان معنا است که در زمینه جمع بندی مطلب و نتیجه گیری موضوع دقت بیشتری باید داشته باشید.

همیشه ازخود سۆال کنید که اشتباه من چه چیزی بود که در درس مورد نظر نتوانستم نتیجه خوبی را کسب کنم؟ «گاهی اوقات شما در امر یادگیری زحمت می کشید ولی مسیر درستی را انتخاب نمی کنید و با مشکل مواجه می شوید. هیچ گاه از تلاش و کوشش دست برندارید. از اشتباهات خود درس بگیرید امیدوار باشید وسعی کنید درجلسات بعد بهترین باشید. معلم بهترین کسی است که در زمینه رفع اشکالات می تواند به شما کمک کند.

 

دانش آموز خوب نه تنها باید در درس و تحصیل نمونه باشد. بلکه باید در رفتار با دیگران نیز خوب و نمونه باشد واخلاق پسندیده داشته باشد.

 

دانش آموزان زرنگ چه کار می کنند؟

 

سعی کنید مشکلات خانه را با خود به مدرسه نیاورید و با دیگران خوش برخورد باشید و رفتار پسندیده و نیکو داشته باشید. در امر تحصیل اگر کمکی از دستتان برمی آید به دوستانی که مشکل دارند کمک کنید.

 

 

دانش آموزان خوب در یادگیری مطالب و درک و فهم آن ها از شیوه های متفاوتی استفاده می کنند. شما نیز با کمی دقت می توانید یادگیری خود را بهبود بخشید. گاهی اوقات دانش آموزان یادداشت برداری می کنند.

گاهی اوقات برای خود نمودار و یا الگو رسم می کنند و گاهی اوقات نیز عده ای با یاد دادن مطلب مورد نظر به دیگران، درس خواندن و درک مطلب خود را بهبود می دهند.

 

 

به یاد داشته باشید که هیچ گاه فقط برای کسب نمره درس نخوانید. در درجه اول سعی کنید برای یادگیری مطلب، آن را بخوانید. فقط به فکر نمره نباشید. بجای بحث و جدال بامعلم خود که چرا شما بهترین نمره کلاس را نگرفته اید؟

بهتر است از خودتان سوال کنید  « چه طور می توانید دروس را بهتر مطالعه کنید و آن ها را یاد بگیرید تا با تلاش و پشتکار خودتان بهترین نمره را نیز کسب کنید.»

نمایه نکات ادبی فارسی نهم

 نمایه نکات ادبی فارسی نهم

                  

نمایه نکات ادبی فارسی نهم

درس اول

یادآوری : تشبیه ، جان بخشی ، مراعات نظیر

درس سوم

پرسش انکاری

درس هفتم

تخلص

درس هشتم

 

تضاد

درس دهم

تلمیح

 درس سیزدهم

 ردیف

 

نمایه نکات زبانی فارسی نهم

 

                                     نمایه نکات زبانی فارسی نهم

 

نمایه نکات زبانی فارسی نهم

 

 

 

 

درس دوم

 

 

وابسته های گروه اسمی 1

وابسته های پیشین

 

 

  •    صفت اشاره
  •    صفت پرسشی
  •     صفت تعجبی
  •     صفت مبهم

درس چهارم

 

 

وابسته های گروه اسمی 2

 

صفت های سنجشی

(صفت برتر و برترین)

درس ششم

 

گروه فعلی 1

 

حال اخباری – التزامی مستمر

درس نهم

 

گروه فعلی 2

 

گذشته ساده -  گذشته نقلی

درس یازدهم

گروه فعلی 3

 

گذشته استمراری –گذشته  مستمر

درس دوازدهم

گروه فعلی 4

 

گذشته بعید – گذشته التزامی

درس چهاردهم

 

قید

 

 

درس شانزدهم

 

واژه سازی

  •     ساده
  •   مشتق
  •   مرکب

دانلود پاورپوینت مبحث جناس

دانلود پاورپوینت مبحث جناس

 

 

پاور درس دوم   عجایب صنع حق تعالی

 

 

درس دوم

مختصری درباره شبه جمله ها، منادا و اصوات

مختصری درباره شبه جمله ها، منادا و اصوات

معمولا ما جمله ها را با فعل می شناسیم؛ امّا گاهی در شمارش تعداد جمله ها با جمله های بی فعل نیز برخورد می کنیم، از این نظر جمله ها دو گونه اند:

1. جمله های معمولی ( با فعل )

2- جمله های استثنایی ( بی فعل )

در مباحث دیگر درخصوص جمله های معمولی و نهاد و گزاره مطالبی خواهیم نوشت. به جهت آشنایی و تشخیص درست جمله ها در این مجال به بحث انواع جمله های بی فعل ( استثنایی ) می پردازیم:

انواع جمله های استثنایی ( بی فعل )
1- یک جزیی : سلام ، آفرین ، افسوس ، آه و...

2- دو جزیی : شب به خیر ، توقّف ممنوع ، درود بر شما ، دو دو تا  چهار تا  و...

3- سه جزیی: علم یعنی دانایی ، جوان یعنی آینده و...

از آن جایی که تقسیم بندی فوق با آموخته های شما  دانش آموزان منطبق نیست ، به همین خاطر در مقوله دیگر این ها توضیح می دهیم:

شبه جمله و اصوات

ما هنگامی که احساسات و حالات درونی خود را ابراز می داریم و به نشان دادن غم ها ، شادی ها، حسرت ، درد، تأسّف و ... می پردازیم از کلمات و اصواتی خاص استفاده می کنیم که بیانگر این حالات درونی ما و نشانگر عواطف ما هست ؛ مانند:

آفرین ، به به ، افسوس، آخ ، وای و... . شبه جمله از آن جایی که معنی جمله می دهند و امّا برخی از ویژگی های جمله را دارا نیستند، شبه جمله نامیده می شوند.

اصوات نیز گاهی مستقلا در موردش بحث می شود که در سنوات آینده به صورت تخصّصی با آن ها آشنا خواهید شد.

اقسام شبه جمله    

شبه جمله ها را از جهت معنی به انواعی تقسیم می کنند .

1 – شبه جمله امید و آرزو و دعا :    کاشکی ، کاش ، ای کاش ، آمین ، ان شاءالله

2 – شبه جمله تشویق و تحسین:

آفرین ، بارک الله ، مرحبا ، احسنت ، ماشاءالله ،خوشا ، به به 

3 – شبه جمله درد و تاسف:

آه ، درد ، دریغا ، دریغ ، دریغ و درد ، ای داد ، داد ، فریاد ، فغان ، وای ، افسوس

4 – شبه جمله تعجب :

به ، وه ، اوه ، عجب ، چه عجب ، عجبا ، شگفتا

5 – شبه جمله تنبیه و پرهیز :   

امان ، الامان ، مبادا ، زنهار ، زینهار ، هان                                                       

6 – شبه جمله امر:  

خفه ، خاموش ، ساکت  ، بسم الله                                                            

7 – شبه جمله احترام و قبول :    

چشم ، به چشم ، ای بچشم ، بله قربان

8 – شبه جمله جواب و تصدیق: 

بله ، آری ، ای ، ای والله                                                                             

نمونه هایی از شبه جمله ها در کتاب فارسی هفتم:

1- « کاش ، روزی به کام خود برسید ». ( دو جمله )   صفحه 14

2- « فدای تو ، روله شیرینم ».   صفحه 41

3- خوب، راست می گویم دیگر ، نه ؟  ( 3 جمله )  صفحه 50

4- گفت: ان شاء الله دفعه دیگه. ( 3 جمله)  صفحه 80

5- سلام بر همه شماها. صفحه 85

6- آفرین بر تو پسر باهوش ! از کجا فهمیدی ؟ ( 2 جمله) صفحه 91

و ...

ندا و منادا

در فارسی ششم ابتدایی در یادآوری درس 12 با ندا و منادا آشنا شدید:

حروف ندا و منادا

حروف ندا : ای – یا – ایا –« ا » در آخر اسم، آهای ، با تغییر آهنگ

 ای دوست: ای( حرف ندا ) دوست( منادا) ، آیا سرمین من ، شهریارا، آهای محسن، رضا،

منادا  كلمه ای كه با حروف ندا یا با تغییر آهنگ مورد خطاب قرار گیرد ؛ یعنی صدا زده شود.

از آن جایی که در ندا چنین معنی می شود: ای دوست، ؛ یعنی ای دوست با تو هستم. پس هنگام معنی در حکم یک جمله هست و یک جمله محسوب می گردد.

نكته 1: حروف ( ای – یا – ایا – ا ) قبل از كلمه منادا و حرف « ا » بعد از  كلمه منادا می آید.
نكته 2 : گاهی منادا بدون حرف ندا می آید.( حرف ندا محذوف )

 مثال : خدای بزرگ كمكم كن. ←←← ای خدای بزرگ كمكم كن.

نمونه هایی از منادا در فارسی هفتم:

1- بچه ها، آرزوی من این است( 2 جمله ) صفحه 14

2- منتظران بهار ، فصل شکفتن رسید. ( 2 جمله) صفحه 29

3- روناکم، روناکمهه ژار ... هه ژار ! ( 4 جمله )صفحه 42 

4- مادر ، ای کهکشان آینه ها. ( دو جمله ) صفحه 59  و...

5- گفتم : « ای تن ، رنج از بهر خدای بکش » .( 3 جمله) صفحه 67

و...

خود ارزیابی

بیت های زیر را بازگردانی کنید و ندا و منادا و جمله های بی فعل را مشخّص کرده و تعداد جملات را بنویسید:

ای مرغک خرد زآشیانه        پرواز کن و پریدن آموز

تا کی حرکات کودکانه؟       در باغ و چمن چمیدن آموز

رام تو نمی شود زمانه       رام از چه شدی؟ رمیدن آموز

مندیش که دام هست یا نه      بر مردم چشم دیدن آموز

شو روز به فکر آب و دانه         هنگام شب آرمیدن آموز

پروین اعتصامی ( صفحه 94 ، فارسی هفتم)

پایان

موفق باشید

عید فطر مبارک

 

 

غبطه هر روز مردگان به حال روزه‌گیران

غبطه هر روز مردگان به حال روزه‌گیران

متن حدیث:

مَا مِنْ يَوْمٍ إِلَّا وَ مَلَكٌ يُنَادِى فِى‌الْمَقَابِرِ مَنْ تَغْبِطُونَ، فَيَقُولُونَ أَهْلَ الْمَسَاجِدِ يُصَلُّونَ وَ لَا نَقْدِرُ وَ يَصُومُونَ وَ لَا نَقْدِر.

 

پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند: در هر روز فرشته­‌اي در قبرستان به مرده‎­ها خطاب مي­‌کند، غبطه چه کسانى را مي‌­خوريد؟ آنها مي­‌گويند: غبطه اهل مساجد مي­ خوريم، آنها نماز مي­‌خوانند و ما توان انجام آن را نداريم و روزه مي­‌گيرند و ما توان انجام آن را نداريم.

واژه عشق

زیباترین واژه ی زبان پارسی که تا چندی پیش همه آن را عربی می دانسته اند و در سرود و ادب پارسی و به ویژه عرفان ایرانی جایگاهی بلند و برجسته دارد واژه ی « عشق» است .

این واژه ریشه ی آریایی دارد و پیشینه ی آن بدین گونه است :

واژه ی « عشق » از  -iška اوستایی  به چم : خواست ، خواهش و میل ریشه می‌گیرد ؛ که آن نیز با واژه‌ی اوستایی -iš  به چم : خواستن ، میل داشتن ، آرزو کردن و جستجو کردن یا جوییدن پیوند دارد.

واژه‌ی اوستایی -iš دارای جدا شده‌های زیر است : 

-aēša : آرزو ، خواست ، جستجو

Išaiti : می‌خواهد ، آرزو می‌کند

-išta : خواسته ، دوست

-išti : آرزو ، آرمان

پسوند ka- نیز که در -iška اوستایی وجود دارد کاربرد بسیار دارد و برای نمونه در واژه‌های زیر دیده می‌شود :

mahrka-  مرگ

-araska : رشک ( حسد )

-aδka : جامه ، ردا ، روپوش

-huška : خشک

-pasuka : چهارپا ، ستور

-drafška : درفش

-dahaka : گزنده ، آژیدهاک

نمونه سوال فارسی هفتم ترم دوم - گرامی داشت شیخ صدوق

   

 روز بزرگداشت شیخ صدوق گرامی باد   

      

نمونه سوال فارسی ازمون هفتم ترم دوم 

 

پرواز ماهی های پرنده

پرواز ماهی های پرنده 

پرنده‌ماهیان یا ماهیان پرنده نام خانواده‌ای از ماهی‌هاست که از بیش از ۵۰ گونه تشکیل می‌گردد. ماهی پرنده در تمامی اقیانوس‌ها به ویژه در آب‌های مناطق حاره‌های اقیانوس اطلس، اقیانوس آرام و اقیانوس هند یافت می‌شوند. این گونه از ماهی‌ها، ماهیان طویلی هستند که بدنشان به میزان وسیعی حالت استوانه‌ای دارد (در مقطع عرضی گرد است) و در بعضی از گونه‌ها از سطح شکمی پهن است.

چشمگیرترین ویژگی آنها باله‌های به شکلی غیر طبیعی بزرگ آن‌ها است که آن‌ها را قادر می‌سازد که پرواز یا سرش کوتاهی بر فراز آبها داشته باشند و بتوانند از دست صیادنشان بگریزند.




اهمیت ذکر «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» در ماه رجب

اهمیت ذکر «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» در ماه رجب

ذکر تهلیل در ماه رجب, ماه رجب,اعمال ماه رجب,ذکر لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ

 

رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: هرکس در ماه رجب، هزار مرتبه«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» بگوید، خداوند برای وی هزار حسنه نوشته، و هزار شهر در بهشت بنا می کند.

ذکر لااله الاّ اللّه
تهلیل، گفتن لااله الاّ اللّه، مهمترین شعار توحیدی اسلام است. واژه تهلیل، از مادّة هلل، در لغت به معنای بالا بردن صداست (ابن فارس، ج 6، ص 11) و در اصطلاح، گفتن لااله الاّ اللّه است. به کار بردن مادّة هلل برای این معنا، بدان سبب است که فرد به هنگام گفتن لااله الاّ اللّه صدای خود را بلند می کند. (ازهری ، ج 5، ص 368) همچنین گفته شده که تهلیل برگرفته از حروف لااله الاّ اللّه است. (راغب اصفهانی ، ذیل «هلل »)

 فقط خداوند شایسته پرستش است
امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید: رسول خدا (صلی الله علیه  و آله ) فرموده است: استغفار و گفتن كلمه لا اله الا الله بهترین عبادت است. (اصول كافى ، ص 119)

کنایه های هفتم

كنایه : پوشیده سخن گفتن در باره ی امری و در یافتن معنی از طریق استدلال است . در زبان فارسی جملات و عبارات فراوانی وجود دارد كه هر فارسی زبانی با شنیدنش به راحتی در می یابد كه منظور نویسنده یا گوینده مفهومی غیر از معنای ظاهری و لفظی آن ها ست . به این گونه جملات یا عبارات كنایه می گویند.

 

ساختار افعال

 

ساختار افعال

تبریک نوروز

مصدر ها و بن های افعال زبان فارسی

مصدر ها

                و              مصدر                                                        

   بن های افعال زبان فارسی                                           

 

 

چهارشنبه سوری و آیین های آن

چهار شنبه سوری و آیین های  آن 
 
 
در میان آریایی ها آتش مقام ارجمند داشت
از مراسم دلپذیر جشن ها آتش افروزی و شادی در کنار توده های فروزان بود. برای بدرود با سالی که آخرین روزها را می گذراند و برای استقبال از مقدم سالی که در پیش است از دیر باز هموطنان ما مراسمی برگزار می کردند. که به جشن چهارشنبه ای آخر سال "چهارشنبه سوری" نام برده شده است. بدون شک چهارشنبه سوری از جشن های ملی ماست که از قرن ها پیش مراسم آن برگزار می شده و از سنت های باستانی ملت ایران بشمار می رود ولی بطور قطع نمی توان گفت که از چه تاریخی آیین چهارشنبه سوری برپا می شده است و مناسبت تاریخی آن چیست؟ آن چه ظاهراً استنباط می شود این است که این جشن به دنبال سده "که جشن آتش افروزان بوده" برگزار می شده و برای ابراز شادمانی از سالی که به خوشی گذشته و نیک بینی و امیدواری نسبت به  سالی که می آید اقوام آریایی به شادی و سرور و پای کوبی و دست افشانی برمی خواستند و از اضافه کلمه سور به چهارشنبه به روشنی پیداست که چهارشنبه سوری جشن عیش و نشاط و عشرت و شادمانی بوده است از همان زمانهای قدیم این جشن در میان کلیه ملل آریایی نژاد برپا می شده است ولی چون نژاد ایرانی در نگهبانی سنت های باستانی خود دلبستگی بیشتری نشان می داده است این جشن هم اکنون نیز در یان کلیه طوایف ایرانی و در سراسر خاک ایران برگزار می شود. اگر چه در بعضی ار نقاط کشور تشریفات خاصی دارد که با آیین دیگر جاها کم و بیش تفاوت دارد ولی آنچه در میان کلیه ساکنان این سرزمین وجود دارد آتش افروزی و جهیدن ازروی آن است. که  در همه جا یکسان عمل می شود. 
پیش از اسلام واژه های شنبه ، یک شنبه ، جمعه و هفته وجود نداشت و ایرانیان برای روزهای ماه از نام امشاسپندان و فرشته گان استفاده می کردند مثل هورمزد روز ، اسپندار مذ و زامیاد و غیره. اطلاق لفظ چهارشنبه برای این جشن دقیقاً معلوم نیست. جشن سوری عبارت بود از روشن کردن آتش زیر آتش را مظهر پاکی می دانستند و آن را مقدس می شمردند. 
 
 
 آخرین سه شنبه آخرسال را شب چهارشنبه سوری می گویند شبی که در این روزگار فقط بوته سوزانی از آن باقی مانده است. قدیمی ها به شب چهارشنبه سوری اعتقاد بسیار داشتند و به جا آوردن سنت ها را لازم می دانستند بنابراین حرمت آن شب در میان ایرانیان ملحوظ بوده است.
از عصر آخرین سه شنبه سال شهر ها و روستاها برای برگزاری مراسم چهارشنبه سوری آماده می شوند. بوته فروشان با بارهای بوته برای فروش در گذرگاهها و کوچه ها مستقر می شوند تا بوته های خود را به مردمی که با شوق و شور آماده برگزاری این جشن هستند بفروشند.
شعله های آتش در شب چهارشنبه سوری باید حتماً از بوته های صحرایی بوده باشد زیرا بوته های بیابان گیاهان خودروئی با خواص درمانی و طبی هستند . بنابراین فلسفه انتخاب بوته و آتش زدن و پریدن از روی شعله آن برای میلیون ها ایرانی روشن می شود.
هنگامی که این بوته ها شعله می کشند بخور آن همراه با حرارت آتش به هوا می رود و شخص جهنده در معرض این بخور قرار می گیرد و معنی ورد بخصوص (سرخی تو از من - زردی من از تو) مصداق پیدا می کند و شخص مریض با پریدن از روی شعله بوته ها بخور شفا بخش را استنشاق می کند و با تلقین این که امروز چهارشنبه سوری است و این شعله خاصیت درمانی دارد حالش خوب می شود و رو به بهبودی می رود و دیگر خاصیت آن نشاط و شادمانی است که از جهیدن از روی شعله ایجاد می شود و بسیار لذت بخش می باشد.
استفاده از ترقه ، فشفشه ... نیز در آن شب به این شور و اشتیاق دامن میزند ولی قابل ذکر است که این گونه وسایل باید به وسیله اهل فن تهیه شده در اختیار مردم قرار گیرد تا خدای نخواسته موجبات ضرر و زیان های جبران ناپذیر برای مردم نباشد.
یکی دیگر از سنتهای چهارشنبه سوری که بسیار رایج است فال گوش ایستادن است. در آن شب برخی از مردم برای آگاهی از سرنوشت و پیش آمدهای سال آینده خود به فال گوش می ایستند و به شنیدن حرفهای رهگذران گوش می سپارند اگر صحبت از پول و سفر و زیارت و عروسی و مطالب دلنواز و امیدبخشی از این دست باشد آن را به فال نیک گرفته سال جدید را سالی پربرکت و پربار برای خود پیش بینی می کنند و اگر کلمات مایوس کننده و ناهنجاری بشنوند سال آتی را نحس و نامبارک تلقی می کنند.
یکی دیگر از سنت های شب چهارشنبه رفتن به در خان همسایه با پیاله مسی و قاشق چوبی و پراختن به قاشق زنی است. آتش افروزی ایرانیان در پیشاپیش نوروز از آیین های ایران باستان اسن. همه جشنهای باستانیبا آتش که فروغ ایزدی است استقبال می شود تا نحوست و پلیدی برکنار  شوند.
آن چنان که در "اوستا" آمده فروردین "جشن نوروز" هنگامی است که فروهرهای نیاکان از برای سرکشی بازماندگان از آسمان فرود آیند و "ده شبانه روز" در خانمان پیشین خود به سربرند. این ده روز همان آخرین پنج روزاز آخرین ماه سال و پنج روزی است که به سال می افزودند تا سال خورشیدی درست دارای 365 روز باشذ با این حساب ملاحظه شد که سال کهنه تمام شده و سال جدید هم نیامده است و پنج روز در این میان معلق مانده . این پنج روز را م داخل جشن نوروز کرده عید می گرفتند.
این همان پنج روزی است که به آن پنجه یا پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه یا اندرگاه می گفتند اما سوری که به جای جشن بکار رفته به این واژه چندین بار در اوستا بر می خوریم.
در آداب چهارشنبه سوری چنانکه گذشت در بیشتر مناطق عصر و پیش از غروب بوته های آتش راه می اندازند و می افروزند و ترانهمعروف زردی من از تو ، سرخی تو از من  را می خوانند و خاکستر را در آب می ریزند و شب شام مفصلی می پزند و آجیل مخصوص می خورند و شادی می کنند.
 
آجیل چهارشنبه سوری
 
اما در آذربایجان از سه چهارشنبه جلوتر به استقبال چهارشنبه سوری می روند و آداب صبح چهارشنبه سوری نیز شامل قیچی کردن آب ، چیدن ناخن ، آوردن آب چهارشنبه سوری در سبوها و کوزه های نو و پریدن از روی آب و... می باشد.